پی فایل

پی فایل

بهترین و عالی در ارائه فایل
پی فایل

پی فایل

بهترین و عالی در ارائه فایل

دانلود مقاله بررسی ایران در روزگار نو

مقاله بررسی ایران در روزگار نو در 14 صفحه ورد قابل ویرایش
دسته بندی علوم انسانی
فرمت فایل doc
حجم فایل 31 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 14
مقاله بررسی ایران در روزگار نو

فروشنده فایل

کد کاربری 6017

مقاله بررسی ایران در روزگار نو در 14 صفحه ورد قابل ویرایش


فهرست مطالب


عنوان صفحه

مقدمه..................................................................................................................... 1

ایران در روزگار نو.............................................................................................. 3

نتیجه گیری ........................................................................................................... 9

تصاویر ................................................................................................................. 10

منبع........................................................................................................................ 14




مقدمه‌ای بر تحقیق تاریخ ایران در روزگار نو


تاریخ ایران تاریخی بس کهن است که با گذاشتن قرنها از آن و سپری کردن فراز و نشیب‌های بی‌شمار دارای قدمت و سابقه‌ای بس با ارزش است و جزء بزرگترین تمدنها در میان تمدنهای جهان باستان به شمار می‌آید.

تاریخ ایران علاوه بر نشیب‌های زیاد و فراوان دارای فرازهای بی‌شماری هم بوده است بطور مثال زمانیکه غرب در قرون وسطی دوران فترت خود را طی می کرد شرق (ایران) دارای فرهنگ و تمدن و ثروت و تفکر و… بوده است و این رونق تمدن و فرهنگ ایرانی که هنوز هم مورد بحث همگان و جهانیان است به همین دوران باز‌می‌گردد اما زمانیکه غرب پا پیش گذاشت و روبه رشد و ترقی نهاد ایران در اثر اشتباهات و غفلت گروهی از سردمداران و فرمانروایان حکومتهای متفاوت از غرب عقب ماند و از همان زمان پس روی کرد.

اگر بخواهیم علت‌های عقب‌ماندگی ایران را ریشه‌ یابی و وقایع تاریخی را تحلیل و بررسی کنیم با توجه بر آنچه در نتیجه تحقیق و بررسی سالیان متمادی اساتید بزرگ تاریخ و بزرگان این علم بدست آمده و از آثار پیشینان به جا مانده حاکی از علتهای متفاوتی است از جمله ‌آنها و مهمترینشان نوع حکومت ایران است که حکومتی استبدادی و دیکتاتوری بوده و فقط یک فرد بر جامعه سلطنت و حکومت می‌کرده در حالیکه در غرب جمهوری برقرار بود و حکومت دموکراسی بود و فرد به حکومت نمی‌رسید مگر با آراء مردم و حکومت مردم بر مردم در جامعه حاکم جاری بود.

در حالیکه نه فقط در ایران آن روزگار بلکه در ایران اواخر قرن بیستم و اوایل بیست ویکم هم فرد نه تنها رای نمی‌داد بلکه به عنوان بک انسان هم مورد توجه نبود.

این فقط یکی از علل بود ولی با ورق زدن تاریخ ایران چه تاریخ معاصر و چه تاریخ باستان به پیشینة این ایران عظیم پی خواهیم برد ولی افسوس که قدر و ارزش و تجربه‌ای که باید از این تاریخ گرفت حاکمان مطلقه و جبار شناخته نشد و بها داده نشده.

در این تحقیق چند صفحه‌ای به نزدیکترین وقایع از لحاظ زمانی به تاریخ کشورمان می‌پردازیم که هنوز هم آثار آن در جامعه وجود دارد.

با نگاهی اجمالی به تاریخ ادبیات کودکانه ایران به برخی وقایع تاریخ ایران از سال 1305 که مهم‌ترین وقایع آن روی کار آمدن وضاخان و ورود آمریکایی‌ها و اعمال نفوذ‌شان در سیاست ایران، ملی شدن صنعت نفت در ایران می‌پردازیم.

با پایان گرفتن نخستین جنگ جهانی، روزگار ایران رو به آشفتگی و نابه‌سامانی گذاشت. در سرزمین‌های دور از مراکز، گرایش‌های جدایی خواهانه از دولت پدید آمده بود.

این وضع منجر به ایجاد هرج ومرج و نابه‌سامانی در وضع اقتصادی و نا‌امنی شده بود.

در روسیه به تازگی انقلاب بلشویکی رخ داده بود و پی‌آمدهای آن ایران هم دچار کرده بود. دگرگونی در ساختار سیاسی ترکیه، عثمانی و تکه پاره‌شدن سرزمین‌های عربی اوضاع سیاسی خاورمیانه را بیش از پیش تیره می‌کرد.

به گفته ابراهیم مکی: اصلاح از راه عادی ممکن نبود فکر کودتا در سرهای اصلاح طلب دورمی‌زد و افکار آنها متوجه نیرویی بود تا از غیب فرا برسد و به این اوضاع آشفته و نابه‌سامان و ناامن جانی و مالی سامانی بدهد در همین زمان بودکه شخصیتهای بزرگی همچون آیت‌الله، مدرس، سیدضیاء سرداراسعد و نصرت‌الدوله به فکر کودتا افتادند.

در همین زمان رضاخان میر‌پنج افسر قزاق به یاری سید ضیاء الدین طباطبایی مدیر روزنامه رعد که هر دو از عمال دولت انگلیس بودند برای سامان دادن به اوضاع پایتخت از قزوین حرکت کردند و سوم اسفند 1299 ش به تهران رسیدند.

احمدشاه قاجار این کودتا را به رسمیت شناخت، رضاخان را سردار سپه معرفی کرد، پنجم اسفند هم با نخست وزیر سید ضیاء الدین طباطبایی موافقت کرد.

کودتاچیان در پی اوضاع نابسامان به مردم نوید برقراری آرامش و امنیت دادند.

و نخست وزیر وقت برای به دست آوردن حمایت مردم با هماهنگی انگلیسی ها قرارداد 1919 م را لغو کرد.

رضاخان درسال 1300 وزیر جنگ شد و قدرت خود را گسترش داد و تمام آن را مشغول سرکوب شورش ها بود.

پس از انتخاب شدن رضاخان به سردار سپهی، احمدشاه به اروپا رفت و رضاخان مرد نخست سیاست شد، در اردیبهشت 1305 تاجگذاری کرد و تا 1320 هم پادشاه ایران ماند.

قبول رضاشاه از سوی مردم و به قدرت رسیدن وی نشاندهنده این بود که مردم خواهان حکومتی نیرومند و قوی هستند و با روی کار آمدن وی خواسته های اصلاح گرایانه وی بویژه قانونگرایانه روشنفکران به فراموشی سپرده شد و فقط امنیت کشور مورد توجه بود.

به روشنی و صراحت می توان گفت که نظام حکومتی این زمان، نظامی استبدادی است و همه تصمیم گیری ها به شخص شاه بستگی دارد و تمام پی آمدهای مثبت و منفی این دوره را باید در سایة شخصیت او مورد بررسی قرار داد.

پس برای تغییر یک نظام استبدادی سقوط آن کافی نبود و اقداماتی که از جمله انقلاب، فتنه، آشوب برای براندازی این حکومت انجام می شود فقط هرج و مرج و ناآرامی را به دنبال دارد. به طوریکه همان مردم (انقلابیون) استبداد را بر هرج و مرج ترجیح می دهند.

روی کار آمدن رضاخان مصادف با اهمیت نفت و نقش اساسی آن در تحولات سیاسی ایران و کشورهای عربی شد.
نتیجه گیری

آنچه از مطالب آمده در این چند صفحه می توانیم دریابیم این است که تاریخ ایران سعی در پیشرفت و توسعه خود انجام نداده شاید از نظر بزرگان و سردمداران حکومت این چنین نباشد و آنها اینطور بپندارند که تمام تلاششان سعی در ساختن ایرانی آباد از لحاظ اقتصادی اجتماعی و فرهنگی و … بوده اما نتیجة عملکردشان در طول قرنها پاسخی مغایر را به دست ما می دهد. البته با توجه به آنچه در کتاب تاریخ ادبیات ایران اثر آقای محمدی و خانم قائینی آنچه به نظر من می رسد و همیشه و همیشه توانسته علت عقب ماندگی ایران را و زمینه آن را فراهم آورد تکرار اشتباهات گذشتگان بوده است و نادیده گرفتن تجربیات پیشینیان

«آزموده را آزمودن خطاست»

ولی ایرانیان به این امر توجهی نکردند از جمله آنها :

1- اجازة اعمال نفوذ دادن به غربیان- غربیانی که همیشه از هر نظر توانسته بودند در ایران به منافع خود چه از لحاظ سیاسی و چه اقتصادی دست یابند.

2- توجه نکردن به عقاید- پیشنهادات و نظرات و روشنفکران کشورمان از جمله دکتر محمدمصدق که بزرگترین شخصیت دوران خود شناخته شد و در اثر این بی توجهی با مسئلة فرار مغزها رو به رو می شویم.

3- اشتباه بودن پایة حکومتی ایران که همانا استبداد بود و نارضایتی مردم از همه طبقات را به همراه داشت و حکومت رضاخان از هیچ گونه حمایت مردمی برخوردار نبود.

4- نفوذ گروههای مختلف غربی قبل انگلیس و شوروی و ایجاد تفرقه در بین مردم و تقسیم شدن افراد جامعه به گروههای موافق و مخالف حکومت و کودتاهایی که در پی این دوگانگی ها بوجود آمد و آشوبهای مختلف اساس جامعه را سست و لرزان کرد ولی در نهایت نتیجة آن در تاریخ معاصر رضایت بخش بود که پیروزی مردم را بر شاه مستبد ایران به همراه آورد.


دانلود مقاله بررسی امنیت در شبکه های محلی و بی سیم

مقاله بررسی امنیت در شبکه های محلی و بی سیم در 18 صفحه ورد قابل ویرایش
دسته بندی کامپیوتر و IT
فرمت فایل doc
حجم فایل 396 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 18
مقاله بررسی امنیت در شبکه های محلی و بی سیم

فروشنده فایل

کد کاربری 6017

مقاله بررسی امنیت در شبکه های محلی و بی سیم در 18 صفحه ورد قابل ویرایش

مقدمه

شبکه های محلی بی سیم (Wireless Local Area Network:WLAN) را می توان در اغلب سازمان های بزرگ مشاهده کرد. امروزه هر چه بر عمومیت و محبوبیت این شبکه ها افزوده می شود دو نکته مهم یعنی مدیریت و امنیت، بیش از پیش اهمیت خود را نشان می دهد. به خصوص در سازمان های بزرگ که مساله امنیت بسیار حائز اهمیت است، نوع خطراتی که این شبکه ها را تهدید می کند و نحوه مقابله با آن ها اهمیتی حیاتی دراد.

اقدامات امنیتی اولیه باید به نحوی انجام گیرند که مزایای شبکه های بی سیم همچنان پابرجا و محفوظ بماند و راهکارهای امنیتی آن قدر دشوار نباشند که علت وجودی شبکه بی سیم را زیر سوال ببرند. به همین منظور در این نوشتار ابتدا مبانی شبکه های محلی بی سیم مورد بررسی قرار می گیرند و در ادامه نحوه مقابله با انواع خطراتی که چنین شبکه هایی را تهدید می کنند، مرور خواهد شد. لازم به ذکر است که در این متن هر جا از «شبکه بی سیم» نام برده شده است، مقصود «شبکه محلی بی سیم» بوده است.
فناوری شبکه های بی سیم

فناوری بی سیم در سال های اخیر به نحو شگرفی رشد کرده است تا حدی که امروزه به عنوان یکی از راه حل های مناسب جهت سازمان های بزرگ مطرح می باشد. در واقع رشد تعداد رشد تعداد کاربران متحرکی (mobile) که بایستی با شبکه های محلی در ارتباط باشند، استفاده از شبکه های بی سیم را اجتناب ناپذیر ساخته است. کاربرانی که در عین داشتن آزادی عمل در جابجایی و تحرک، نیاز به ارتباط online با شبکه محل کار خود را دارند. این کاربران عامل پدید آمدن شبکه های دسترسی از دور ، موبایل و بی سیم بودند. بنابراین پیش بینی ها تا سال 2005 دیگر همراه داشتن ادواتی که قدرت پردازشی و ارتباطی آن ها بسیار بیشتر از کامپیوترهای رومیزی فعلی است ، تعجب آور نخواهد بود.

در این میان، شبکه محلی بی سیم که به اختصار به آن WLAN ( به جای Wireless Local Area Network) گفته می شود از طیف گسترده رادیویی جهت برقراری ارتباط بین سازمان و کاربران متحرک استفاده می کند. باند فرکانسی مورد استفاده در این رده کاری برابر 4/2 گیگاهرتز می باشد که بی نیاز از مجوز فرکانسی است. این باند فرکانسی برای چنین ارتباطاتی اختصاص یافته و به صورت دو طرفه عمل می کند.

البته برخی ادوات بی سیم دیگر از باند فرکانسی GHz5 استفاده می کنند. از آن جایی که این روش ارتباطی، شیوه ای بسیار مناسب و کارآمد است. موسسه مهندسان برق و الکترونیک آمریکا (IEEE) طی چندین استاندارد، مشخصه های چنین شبکه هایی را تبیین نمود و تحت عنوان خانواده 802.11 آن ها را معرفی کرد. این مجموعه استاندارد دارای زیربخش هایی به شرح زیر است:


IEEE 802.11b

دستگاه هایی که این استاندارد را رعایت می کنند جهت کار در باند فرکانسی 4/2 گیگاهرتز و سرعت انتقال 11 مگابیت در ثانیه در فواصل حدود 50 تا 100 متر طراحی شده اند. بسیاری از سازندگان معتبر تجهیزات شبکه بی سیم از این استاندارد پیروی می کنند و در حالت حاضر اغلب سازمان ها از آن سود می برند. از آن جایی که مشخصه هایی که در این استاندارد تعریف شده اند بسیار کم اشکال و پایدار هستند ، توصیه می شود که در سازمان های بزرگ از آن استفاده شود.

البته به علت تعداد زیاد استفاده کنندگانی که در باند Ghz4/2 عمل می کنند. امکان تداخل بین دستگاه های آن وجود دارد، ضمن آن که 802.11b فقط از 3 کانال ارتباطی ( از مجموع 11 کانال) روی این باند استفاده می کند. شیوه ارتباطی نیز DSSS ( طیف گسترده رشته ای مستقیم) است.

IEEE 802.11g

این مشخصه نیز مربوط به باند فرکانسی Ghz4/2 است ولی جهت کار با سرعت 22 مگابیت بر ثانیه در مسافت های 30 الی 70 متری هر چند که سرعت این استاندارد در حد 22 مگابیت تعریف شده است. اما پیاده سازی آن بسیار گران قیمت بوده و به همین علت در کاربردهای محدودتر نظیر بازار ادوات (Small Office/Home Office)SOHO مورد استفاده قرار می گیرد.


این اصطلاح هنگامی به کار می رود که شخص مشغول نظارت بر ترافیک شبکه ( به طور قانونی یا غیرقانونی ) باشد. اغلب اطلاعات ارسالی توسط Access Point ها به راحتی قابل Sniff کردن است زیرا فقط شامل متون معمولی و رمز نشده است. پس خیلی آسان است که نفوذگر با جعل هویت دیجیتالی یکی از کاربران شبکه به داده های ارسالی یا دریافتی AP دسترسی پیدا کند.
Spoofing

این اصطلاح هنگامی استفاده می شود که شخصی با جعل هویت یکی از کاربران مجاز اقدام به سرقت داده های شبکه بنماید. به عنوان مثال ،فرد نفوذگر ابتدا با Sniff کردن شبکه، یکی از آدرس های MAC مجاز شبکه را به دست می آورد، سپس با استفاده از آن، خود را به عنوان یکی از کاربران معتبر به AP معرفی می نماید و اقدام به دریافت اطلاعات می کند.
Jamming

این اصطلاح به معنای ایجاد تداخل رادیویی به جهت جلوگیری از فعالیت سالم و مطمئن AP است و. از این طریق فعالیت AP مختل شده و امکان انجام هیچ گونه عملی روی شبکه میسر نخواهد شد. به عنوان نمونه، دستگاه های منطبق بر 802.11b ( به جهت شلوغ بودن باند فرکانسی کاری آن ها ) به سادگی مختل می شوند.
Session Hijacking

در این جا فرد نفوذگر خود را دستگاهی معرفی می کند که ارتباطش را با AP از دست داده و مجدداً تقاضای ایجاد ارتباط دارد. اما در همین حین، نفوذگر همچنان با شبکه مرتبط بوده و مشغول جمع آوری اطلاعات است.
Denial Of Service

این اصطلاح هنگامی به کار می رود که نفوذگر وارد شبکه شده است و ترافیک شبکه را با داده های بی ارزش بالا می برد تا حدی که شبکه به طور کلی از کار بیفتد یا اصطلاحاً Down شود. یکی از راه های ساده این کار، ارسال درخواست اتصال به شبکه (Log on) به تعداد بی نهایت است.
Man in the Middle

در این حالت، فرد نفوذگر اقدام به تغییر پیکربندی ادوات متحرک به همراه شبیه سازی وضعیت Access Point می نماید. در نتیجه ترافیک شبکه به محل دیگری که در آن AP شبیه سازی شده انتقال می یابد. در چنین وضعیتی ، نفوذگر می تواند کلیه اطلاعات را بدون نگرانی و واسطه بخواند و جمع آوری کند، ضمن آن که کاربران همگی فکر می کنند که مشغول کار در شبکه خودشان هستند. انجام این کار چندان مشکل نیست زیرا تمامی شبکه های WLAN از احراز هویت در سمت سرویس گیرنده (Client-Side authentication) استفاده می کنند و احراز هویتی در سمت AP صورت نمی گیرد. در نتیجه، کاربران از اتصال به AP مجازی یا غیرمجاز مطلع نمی شوند.

با توجه به آنچه توضیح داده شد وضعف های امنیتی فراوانی که مشخصه های بنیادین WLAN ها دارند، سازمان ها ونهادهایی همچون IEEE و WiFi ویژگی های امنیتی متعددی را برای WLAN پیشنهاد و استاندارد نموده اند.
Wired Equivalent Privacy –WEP

مشخصه 802.11b نوعی روش رمز نگاری اولیه به نام WEB دارد که در حالت پیش فرض ، غیرفعال است. WEB از فرمول RC-4 و 40 بیت برای رمز نمودن اطلاعات استفاده می کند که با ابزارهای قفل شکن امروزی، طی چند ثانیه رمز آن گشوده می شود در نسخه های جدید WEB از رمزنگاری 128 بیتی استفاده می گردد که بسیار بهتر از حالت قبل است اما همچنان کافی نیست.

نقیصة امنیتی که در این جا دیده می‎شود فقط در نحوه رمزنگاری نیست، بلکه در مورد کلیدی (key) است که از آن برای رمزگشایی استفاده می گردد زیرا این کلید حالت ایستا دارد، به این معنی که کلید رمزگشا برای همه داده های تبادلی در طی زمان ثابت و یکسان باقی می ماند و در نتیجه شرایط برای نفوذگر مهیا می گردد. اغلب سرپرستان شبکه های WLAN هرچند ماه یک بار اقدام به تعویض کلید می کنند زیرا ارسال کلید جدید روی شبکه کار آسانی نیست و لازم است که تنظیمات همه APها را به طور دستی تغییر دهند.

اگر در شبکه WLAN حالت رمزگشایی 40 بیتی برقرار باشد، یک نفوذگر به آسانی با گرفتن چندین فریم از داده های ارسالی می‎تواند طی چند ثانیه به کلید اصلی دست پیدا کند. حتی اگر از حالت 256 بیتی نیز استفاده گردد، باز هم نفوذگر قادر به رمزگشایی پیام ها می‎باشد و لیکن به مدت زمان بیشتری برای جمع آوری تعداد زیادتری از فریم ها نیاز خواهد داشت.

WEP همچنین دارای ویژگی های احراز هویت (از نوع ساده) نیز هست و کاربران جهت دسترسی به شبکه به یک Service Set Identifier: SSID نیاز دارند که عبارت است از یک رشته 32 کاراکتری منحصربه فرد که به ابتدای بسته های داده ای WLAN الصاق می گردد. این کار بدین منظور صورت گرفته که شبکه مطمئن شود فقط بسته هایی که دارای این مشخصه هستند مجاز به دسترسی می باشند. البته به دست آوردن SSID نیز برای نفوذگران کار آسانی نیست.

Access Point های شبکه در ضن، دارای جدولی از آدرس های MAC مجاز شبکه می باشند که به احراز هویت کارهای شبکه کمک می‎کند.

همان گونه که گفته شد، در حالت پیش فرض، ویژگی های WEP غیرفعال است. نخستین کاری که سرپرست شبکه WLAN باید انجام دهد فعال کردن آن است تا حداقل راه ورود نفوذ گرانی که فقط به دنبال شبکه های فاقد ویژگی های امنیتی می گردند را سد کند نکته دیگری که باید در این مورد گفته شود نیز این است که اغلب AP ها برای اختصاص آدرس P از پروتکل (Dynamic Host Configuration Protocol) DHCP استفاده می کنند و به طور پویا به دستگاه های بی سیم که قصد اتصال به شبکه را دارند، آدرس های IP اختصاص می دهند . این مورد نیز از جمله راه های ورودی غیرمجاز نفوذگران به داخل شبکه است.

سازمان IEEE در کنار ویژگی های WEP، تعاریف و مشخصه های امنیتی دیگری را نیز برای شبکه های WLAN در نظر گرفته است که در کنار رمزنگاری های 154 بیتی و 256 بیتی، کار احراز هویت کاربران را کارآمدتر می نماید.

1. هدف از ایجاد شبکه WLAN را به روشنی مشخص کنید. ضعف امنیتی ذاتی شبکه های WLAN نباید شما را از استفاده از آن ها منصرف کند ولی به یاد داشته باشید که هرگز برای کارهای بسیار حساس و حیاتی از آن استفاده نکنید. این شبکه ها برای ساده کردن امور جاری سازمان مناسب هستند و بهتر است در همان حوزه ها مورد استفاده قرار گیرند.

2. کاربران شبکه را به دقت مشخص کنید. واضح است که اگر در تعیین هویت کاربران و مشخص نمودن آن ها کوتاهی کنید، هیچ کدام از شیوه های امنیتی نمی توانند به سادگی جلوی خرابکاری کاربران غیرمجاز را بگیرند.

سرمایه گذاری مناسبی انجام دهید.

در انتخاب سخت افزار و نرم افزارهای مناسب شبکه با توجه به کاربردهای مورد نیاز سرمایه گذاری کنید و از هزینه کردن نهراسید.

از همه ویژگی های امنیتی WLAN استفاده کنید. برای این منظور این ویژگی ها را در نظر داشته باشید.

الف – مطمئن شوید که WEP روی AP ها فعال شده است به خصوص هنگامی که AP ها را reset می کنید.

ب – همواره فهرست روزآمدی از آدرس های MAC در اختیار داشته باشید.

ج- از انتشار SSID جلوگیری کنید و آن را فقط برای کاربران احراز هویت شده ارسال نمایید. در ضمن تعداد SSID را از تعداد پیش فرض آن که برای کلیه محصولات یک کارخانه یکسان است. تغییر دهید.

د – حتی الامکان از DHCP روی AP ها استفاده نکنید.

هـ از ویژگی های WPA روی کلیدهای WEP استفاده کنید.

و – اگر می توانید برای ایجاد ارتباط امن از VPN استفاده کنید. البته پیاده سازی Virtual Private Netwroks یا VPN در حال حاضرگران قیمت است ولی تا امروز امن ترین حالت ارتباطی در شبکه های بی سیم محسوب می شود. استفاده از فایروال نیز توصیه می شود.


دانلود مقاله بررسی اقتصاد و کاپیتالیسم

مقاله بررسی اقتصاد و کاپیتالیسم در 36 صفحه ورد قابل ویرایش
دسته بندی اقتصاد
فرمت فایل doc
حجم فایل 33 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 36
مقاله بررسی اقتصاد و کاپیتالیسم

فروشنده فایل

کد کاربری 6017

مقاله بررسی اقتصاد و کاپیتالیسم در 36 صفحه ورد قابل ویرایش

فقر و نابرابری در اقتصاد جهانی : مردن به روش کاپیتالیسم

امروزه نظام سرمایه‌داری (کاپیتالیسم) یکه‌تاز میدان اقتصاد جهان است و به کمک تبلیغات گسترده سردمدارانش، خود را تنها نظام اقتصادی کارا و قابل قبول در جهان معرفی کرده است؛ به گونه‌ای که کمتر کسی جرأت می‌کند، سخن از ناکارایی و اشکالات ساختاری موجود در این نظام، به میان آورد.

مقاله پیش رو در پی آن است که با نگاه به واقعیت‌های اقتصادی موجود در جهان و به کمک آمار و ارقام اقتصادی منتشر شده از سوی مراکز مختلف و تجزیه و تحلیل آنها، ادعای نظام سرمایه‌داری را مبنی بر اینکه کاپیتالیسم تنها نظام کارا و قابل قبول در جهان است، به بوته نقد بکشاند.

نظام سرمایه‌داری صدها سال قدمت دارد و هم‌اکنون تقریباً همه نقاط جهان را تحت سلطه خود درآورده است. سردمداران آن مدعی‌اند که این نظام، قدرتمند‌ترین موتور تولیدی است که تا به حال دنیا به خود دیده است. همچنین می‌گویند که توانایی‌های این نظام، برای تأمین استانداردهای زندگی برای تمامی افراد روی زمین، منحصر به فرد است. چرا که به قول برادفورد دلانگ ما در حال «حرکت به سوی آرمان‌شهر» هستیم که در آن، زندگی تمامی افراد، معادل زندگی سطح متوسط آمریکا خواهد بود.

با توجه به مدت طولانی سیطره نظام سرمایه‌داری (کاپیتالیسم) و سر و صدای بی‌وقفه هوادارانش، خوب است تأملی در صحت ادعای «حرکت به سوی آرمان‌شهر» بکنیم. بگذارید به سه چیز نظر بیفکنیم: میزان فقر و نابرابری در کشورهای کاپیتالیست ثروتمند از جمله آمریکا، میزان فقر و نابرابری در کشورهای فقیر جهان و شکاف بین کشورهای بالا و پایین هرم سرمایه‌داری.

اغلب از آمریکا به عنوان کشوری یاد می‌شود که حاکمیت در آن با طبقه متوسط است و یک فرد فقیر می‌تواند با اندک تلاشی خود را به سطح متوسط اقتصادی جامعه برساند. به این مطلب، برابری فرصت‌های پیشرفت گفته می‌شود. درک مفهوم «طبقه متوسط» یا «برابری فرصت» مشکل است، اما می‌توان متصور شد که در چنین جامعه‌ای، نباید فقر گسترده‌ وجود داشته باشد و باید مردم از رفاه اقتصادی مناسبی بهره‌مند باشند.
آمار فقر و نابرابری در توزیع درآمد و ثروت، اصلاً با چنین ادعایی همخوانی ندارد. دولت مرکزی آمریکا، میزانی را به عنوان «خط فقر درآمدی» تعیین نموده است که خانواده‌هایی که زیر این میزان قرار دارند، فقیر محسوب می‌شوند و آن مقدار درآمدی است که خانواده با کمتر از آن، به سختی می‌تواند زندگی کند و هنگام مواجهه با بحران‌های مالی، مانند بیماری فرد یا آسیب‌دیدگی هنگام کار، با مشکل جدی روبه‌رو می‌شود. میزان رسمی خط فقر، معادل سه برابر حداقل میزان هزینه غذایی خانوار است که توسط دپارتمان کشاورزی برآورد شده است و این میزان، با پیش‌‌فرض‌های غیرواقعی که برای محاسبه‌اش در نظر گرفته شده، بسیار کمتر از میزان واقعی است. به عنوان مثال، فرض شده است که خانوار، مواد غذایی را به کمترین قیمت موجود در بازار خریداری می‌کند و اینکه خانوار می‌داند که چگونه مغذی‌ترین ترکیب را از ارزان‌ترین مواد غذایی تهیه نماید. در سال 2002، این میزان برای هر فرد در هر روز 6/12 دلار بوده است. در سال 2002، 6/34 میلیون نفر یعنی 1/12 درصد از کل جمعیت آمریکا زیر خط فقر بوده‌اند. (این میزان در میان سیاهپوستان 24 درصد بوده است). در سال 2001، 2/35 درصد کودکان زیر 6 سال سیاهپوست، در فقر زندگی می‌کردند. این ارقام با گذشت زمان، بالا و پایین می‌شوند و حتی هنگامی که از نظر مدافعان کاپیتالیسم وضعیت خوب است، باز این ارقام بالا هستند و اگر تعریف واقع‌گرایانه‌تری از فقر ارائه دهیم ـ مثلاً براساس درآمد متوسط ـ میزان فقر تا 17 درصد (در 1997) و بیش از 45 میلیون نفر بالا می‌رود.

چقدر شانس وجود دارد که بتوان چنین فقر گسترده‌ای را برطرف کرد؟ با توجه به اینکه این فقر با نابرابری رو به رشد در درآمد و ثروت عجین است و این نابرابری در تمامی قوانین بازی کاپیتالیسم، نهادینه است، شانس زیادی وجود ندارد. نابرابری درآمدی در آمریکا در سال 2000، (از دهه 1920 تاکنون) بیشترین مقدار را داشته و 5 درصد از ثروتمندترین خانوارها، درآمدشان 6 برابر 20 درصد فقیرترین خانوارها بوده است. پل کورگمن (اقتصاددانی که در ستون خود در نیویورک تایمز، با قدرت از دولت بوش انتقاد می‌کرد) تخمین می زند که 70 درصد از رشد درآمدی آمریکا در دهه 80، به جیب یک درصد خانواده‌های ثروتمند آمریکایی رفته است. از نظر میزان ثروت‌ها، در سال 1995 در آمریکا، یک درصد خانوارها ثروتمند، 2/42 درصد از کل سهام، 7/55 درصد از اوراق قرضه، 4/71 از مشاغل غیرتعاونی و 9/36 درصد از دارایی‌های غیرخانگی را در تصاحب دارند. با احتساب نابرابری‌های درآمدی، این نابرابری در 20 سال گذشته در حال افزایش بوده است. این نابرابری عظیم و در حال رشد، ادعای تساوی فرصت‌ها را به استهزا می‌گیرد. یک نمونه را در نظر بگیرید:

در پیتزبورگ، پنسیلوانیا و... خانواده بسیار ثروتمند هیلمن‌ها، با چندین میلیارد دارایی وجود دارد. یکی از خانه‌های آنها، عمارت بزرگ و باشکوهی است که در خیابان پنجم (یکی از خیابان‌های مجلل آمریکا) قرار دارد. در فاصله سی مایلی شرق این عمارت، قسمت فقیرنشین شهر ـ که به محله خانه‌های چوبی مشهور است ـ قرار دارد. فقر و بدبختی در این قسمت شهر بیداد می‌کند و این ناحیه یکی از بالاترین نرخ‌های مرگ و میر کودکان را دارد.

نابرابری‌های درآمدی، عوارض ناخواسته بسیاری را ایجاد می‌کند. تحقیقات نشان می‌دهد که اگر دو کشور یا دو ایالت با میانگین درآمدی مساوی داشته باشیم، آنچه می‌توان آن را «سلامت اجتماعی» خواند، در کشوری که نابرابری درآمدی بیشتری دارد، کمتر است.
کارشناسان متوجه شده‌اند که میزان درآمد کل نیمه فقیر خانوارهای هر ایالت، که مقیاسی از نابرابری درآمدی است، با نرخ مرگ و میر ایالت‌ها نسبت عکس دارد. به علاوه، این مقیاس را برای سایر خصایص اجتماعی نیز مورد آزمایش قرار داده‌اند. ایالت‌هایی که نابرابری درآمدی در آنها بیشتر است، دارای نرخ بیکاری بالاتر و تعداد دانیان بیشتر هستند و درصد بیشتری از جمعیت‌شان کمک‌های مالی و غذایی دریافت می‌کنند و درصد بیشتری از مشکلات پزشکی رنج می‌برند. شکاف درآمدی بین طبقات ثروتمند و فقیر، بهتر از میانگین درآمدی، می‌‌تواند خصایص اجتماعی را پیش‌بینی کند.
جالب است که ایالت‌هایی که نابرابری درآمدی بیشتری دارند، مقدار کمتری برای تعلیم و تربیت هر فرد هزینه می‌کنند؛ تعداد کتاب در مدارس، برای هر فرد، در این ایالت‌ها کمتر است و این ایالت‌ها وضعیت آموزشی ضعیف‌تری دارند و درصد کمتری از افراد، از دبیرستان‌ فارغ‌التحصیل می‌شوند.

در ایالت‌هایی که نابرابری درآمدی در آنها بیشتر است، نسبت بیشتری از کودکان با کسری و متولد می‌شوند و نرخ آدم‌کشی و جنایت بیشتر است. همچنین نسبت بیشتری از افراد، به دلیل معلولیت از کار کردن محرومند و نیز استعمال دخانیات در این ایالت‌ها بیشتر است.

نابرابری بزرگ و در حال رشد، کم‌کم قدرت سیاسی طبقات پایین دست را از بین می‌برد و در نتیجه، برنامه‌های تأمین اجتماعی که تا حدی از آسیب‌های ناشی از فقر می‌کاهند، رو به زوال می‌‌گذارد و به طور همزمان سیاست‌هایی که بیشتر به نفع قشر ثروتمند است، جایگزین می‌شود و طبقه فقیر با دیدن شکاف بزرگ بین خود و طبقه ثروتمند، روز به روز دلسردتر و ناامیدتر می‌شود.

با اینکه فقر و نابرابری در ثروتمندترین کشورهای کاپیتالیست‌ نیز زیاد است، این میزان با مقدار فقر و نابرابری در اکثریت قاطع کشورهای جهان که هم کاپیتالیست و هم فقیر هستند قابل مقایسه نیست. بانک جهانی هر چند وقت یک بار، تعداد افرادی را که در کل جهان و نیز به تفکیک در هر کشور، روزانه با کمتر از 1 یا 2 دلار گذران زندگی می‌کنند، برآورد می‌کند. به عنوان مثال، در اوایل دهه 1990، 8/90 درصد از جمعیت نیجریه، با روزانه 2 دلار یا کمتر از آن سر می‌کردند. در سال 1997، این میزان در هند 2/68 درصد بوده است. در کل جهان، براساس تخمین بانک جهانی، از 6 میلیارد جمعیت جهان، 8/2 میلیارد (تقریباً 45 درصدی) 2 دلار یا کمتر و 2/1 میلیارد نفر (حدود 20 درصد) با یک دلار یا کمتر در هر روز زندگی می‌کنند.


رقص و پایکوبی به دور گوساله طلائی.

فروپاشی پایه های هستی انسان"

"بت و الهه مدرن" مدیران ارشد بانکها، بورس بازان حرفه ای، سهامداران عمده و صاحبان شرکتهای غول پیکر چند ملییتی توانمندی و اقتدار مالی است. این طنازِ عشوه گر که در هئیت "سلطان گلبال" ظاهر شده است همزمان سایه وحشت و رعب را بر سراکثریت قریب به اتفاق مردم گسترانده است. امکان مغلوب کردن تروریستهای میلیتانت گرچه مشکل است ولی محال نیست. اما آنچه که کار را دشوار میکند نه 800000 یا 1000000 نیروی مسلح بنیاد گرایان، بلکه ملاء و بستر اجتماعی این نیرو و پشتیبانی مردمی از این جریان رادیکال است؛ ملاء اجتماعی که در بیکاری، فقر و گرسنگی غوطه وراست؛ انسانهائی بدون هیچ چشم اندازی برای زندگی آینده.

این پابرهنه نگان گرسنه بین سرنوست شوم و تلخ خوداز یکطرف و هجوم همه جانبه "زندگی نوع آمریکائی" (American way of life) و "اقتصاد گلبال" از طرف دیگر رابطه ای تنگاتنگ می بینند. برای آنها ـ بدرستی ـ امریکا نماد پر قدرت زورگوئی و سمبل عدم مدارای توربوکاپیتالیسم (Turbokapitalismus) میباشد.

مدل اقتصادی بورس بازی (Shareholder value) که تدریجا سیستم اقتصاد رفاه جمعی) (Soziale Marktwirtschaft را از یین برده و جانشین آن میشود به قول روزنامه بیلد آلمانی (Bild Zeitung) " پول شیفتگی" و یا آنچنانکه پاپ در رم آنرا تشریح میکند " پایکوبی به دور گوساله طلائی" است. عطش پول بسان خوره به مغز انسان افتاده است. وقتی که فقط 225 نفر در روی کره ارض در روند توسعه و گسترش "کاپیتالیسم گلبال" سرمایه ای به میزان یک بیلیون دلار کسب کرده اند، میدانی که کنترل جهان دیگر از دست خارج شده است. این سرمایه برابر است با درآمد سالیانه 3000000000 (سه میلیارد) انسان روی زمین؛ یعنی یک دوم جمعییت کره ارض. بیش از یک میلیارد انسان کمتر از یک دلار در روز درآمد دارند، تعداد دو میلیارد از داشتن آب آشامیدنی تمیز محروم هستند و استطاعت مالی استفاده از امکانات پزشکی را ندارند.

امید واهی که "اقتصاد گلبال" قادر خواهد بود فقر و گرسنگی را تخفیف دهد دروغی بیش نبود. صندوق بین المللی پول، بانک جهانی و یونیسف متفق القول می گویند که فقر همچنان گسترش مییابد. نمی توان کتمان کرد که جهان با سرعتی تفس گیر با شبکه بهم تنیده ای از تلفن، فاکس و اینترنت رشد می کند و هر روز کوچکتر می شود. ولی همین پروسه باعث دور شدن ملتها و سیستمهای اقتصادی از هم دیگر شده است. این رویکرد باعث بوجود آمدن اقلییتی ثروتمند و مرفه شده که در مقابلشان خیل عظیم میلیارد ها انسان گرسنه، فقیر و بدون آینده صف کشیده اند. دبیر کل سازمان عفو بین المللی پیر سانه (Pierre Sané) در موقع ارائه گزارش سالانه حقوق بشر سال 2002 نوشت که گسترش بی وقفه فقر لاجرم نقض حقوق بشر را بدنبال خواهد داشت. او اضافه میکند: "دیوار برلین از هم فرو پاشیده شد ولی دیوار فقر، عدم مدارا، تزویر و نفاق همچنان پا بر جا است."

بر علیه این روندِ ضد ارزشهای انسانی مقاومتی همه جانبه در حال شکل گیری است. نه فقط مخالقین "اقتصاد گلبال" در کنفرانسهای "گروه 7" (G7) اتحاد، همبستگی و مقاومت خویش را به بهترین وجه در وسائل ارتباط جمعی منعکس میکنند، بلکه سازمانها و جمعیتهای متعددی بر علیه به کار گماردن کودکان، بر علیه استثمار سرمایه داری، برای دفاع از محیط زیست، برای لغو پرداخت قروض کشورهای فقیرجهان سوم وارد کار زار شده اند. این گمان یک دیوانگی بیش نیست که گوئیا می توان صدها میلیون انسان را در دراز مدت به بند کشید بدون آنکه بهای سیاسی ای برای آن پرداخت ننمود. در دنیای سیاسی هیچ انسان بیهوده ای وجود ندارد. هر انسانی دارای یک رأی است و زمانی از آن استفاده خواهد نمود. چنانچه عدم وجود دمکراسی اجازه شرکت درانتخابات و دادن رأی را از آنها سلب نماید این انسانها برای بیان عقایدشان اسلحه های دیگری را مهیا می کنند و با آنها وارد نبرد می شوند. یازدهم سپتامبر فقط یک آغاز بود.

توجه به این شناخت مهم وبنیادی است: سرمایه و قدرت همه چیز نیست. حتی کمپانی دایملرـ کرایسلر (DaimlerChrysler) و هزاران کمپانی دیگر بدون خریداران محصولاتشان یعنی مصرف کنندگان هیچ کاری با سرمایه اشان نمی تواند انجام دهند. آنها برای فروش ماشینها و تولیداتشان محتاج انسانهایی با درآمد مکفی هستند. از ابتدای انقلاب صنعتی تا عصر حاضر وجه ممیزه و شاخص اصلی مبارزات سیاسی/اجتماعی انسان تضاد کار وسرمایه بوده است. فاکتورهائی مثل دانش و اطلاعات امروزه نقشی بغایت مهمتر نسبت به دوران گذشته در پروسه تولیدی ایفاء می کنند. اما این امر زیاد تعیین کننده نیست که این فاکتورها را به کدامیک ازعوامل تولیدی دوران گذشته (کار یا سرمایه) نسبت دهیم. مهم این است که تضاد عمده همچنان پا بر جاست. کمونیستها می خواستند با از بین بردن سرمایه این تضاد را حل نمایند ولی دقیقا در همین نقطه طرحشان به شکست انجامید. امروزه عکس آن در جریان است: سرمایه در صدد از بین بردن عامل کار است و حق داشتن کار برای انسانها را پایمال کرده به یغما میبرد. سرمایه داری هیچ ارزشی فراتر از عرضه و تقاضا را برسمیت نمی شناسد و مثل هر تفکربنیاد گرائی دیگر مدعی داشتن "حقیقت مطلق" میباشد. این نگرش معتقد است که بازار و رقابت قوانین مقدس و لایتغییر این جهان هستتند که حتی سیاست و تمامی دول جهان باید بر آنها گردن نهاده و از آنها اطاعت نمایند. این نوعی ازتفکر بنیادگرائی است با این تفاوت که با شمشیر عدم مدارا گردن هزاران هزار را نمیزند, آنها را سنگسار نمیکند و به آتششان نمی کشد بلکه هستی اقتصادی میلیونها انسان را چپاول کرده بغارت میبرد.

اقتصاد رفاه جمعی (Soziale Marktwirtschaft) [1] راه طلائی بین سوسیالیسم و کاپیتالیسم است، مجموعه ای متشکل از اردولیبرالیسم [2] (Ordoliberalismus)، مکتب اجتماعی کاتولیک و اخلاق اجتماعی پروتستانیسم. این مدل موفقترین مدل اقتصادی / اجتماعی تاریخ است. این مدل اقتصادی باعث تشویق و تقویت رقابتی سالم و سازمان دهی شده میگردد و دولت با ارائه چهارچوبهای معیین ادامه حیات آن را تضمین می کند. گلبالزیشن (اقتصاد گلبال) باعث ول شدن و خارج شدن شرکتها از زیر کنترل دولتها گردیده است. آنها چهارچوبها و تعهدات را رها نموده و اقدام به انتقال خط تولید بهر نقطه ای که صلاح بدانند می کنند. سرمایه مهاجرت می کند. ناگهان ارزشهائی که قبلا از منظر اخلاقی مشروط بودند به یکباره مقدس و مطلق شده اند: سود خالص سهامداران در پایان هر سال مالی، ارزش بورس و قیمت سهام شرکتها. نام این فلسفه که در سراسر کره زمین اقتصاد رفاه جمعی (Soziale Marktwirtschaft) را مدفون نموده است (Shareholder value) می باشد.


دانلود مقاله بررسی اقتصاد سیاسی رسانه‌ها

مقاله بررسی اقتصاد سیاسی رسانه‌ها در 20 صفحه ورد قابل ویرایش
دسته بندی اقتصاد
فرمت فایل doc
حجم فایل 25 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 20
مقاله بررسی اقتصاد سیاسی رسانه‌ها

فروشنده فایل

کد کاربری 6017

مقاله بررسی اقتصاد سیاسی رسانه‌ها در 20 صفحه ورد قابل ویرایش

فهرست

مقدمه......................................................................................................................................................... 1

ماهیت اقتصادسیاسی............................................................................................................................... 1

اقتصادسیاسی رسانه ها......................................................................................................................... 2

چارچوب مفهومی مکتب اقتصادسیاسی رسانه ها................................................................................ 3

پیوند تاریخی توسعه ارتباطات بااقتصادسیاسی.................................................................................... 5

مروری بردیدگاه های هربرت شیلر (هربرت شیلر)............................................................................... 6

خصوصی سازی – تضعیف بخش عمومی............................................................................................ 7

خصوصی سازی ایدئولوژیک و تبلیغات................................................................................................. 8

نظریه های اندیشمندان در مورد اقتصاد سیاسی رسانه ها.............................................................. 10

ریموند ویلیامز........................................................................................................................................ 10

نیکلاس گارنهام..................................................................................................................................... 10

ادوارد هرمان و نائوم چامسکی........................................................................................................... 11

سیس . جی . هاملینک............................................................................................................................ 12

یحیی کمالی پور:..................................................................................................................................... 13

حمید مولانا............................................................................................................................................. 13

فرد فیجس.............................................................................................................................................. 14

آرماند ما تلار......................................................................................................................................... 15

جیمز دی هالوران.................................................................................................................................. 15

مجید تهرانیان :....................................................................................................................................... 16

جمع بندی................................................................................................................................................ 17

منابع ....................................................................................................................................................... 19








مقدمه

بی توجهی مطالعات تجربی به نقش نظامهای ارتباطی و ساختا رهای اقتصاد وسیاسی و نبوددیدگاه انتقادی در آنها سبب شد که نظریه های انتقادی این نوع مطالعات را به چالش فراخوانند. مکتب اقتصادی سیاسی رسانه ها از جمله مکاتب انتقادی است که تحت تأثیر آرای اندیشمندانی چون (هربرت شیلرودالاس اسمایت) از دهه1970 میلادی به بعد گسترش یافت . این مکتب براین باور است که رسانه ها مجاری انتقال محتوای فرهنگی هستند. این محتوا مستقل از رسانه ها شکل گرفته است. آنان همانند سایر محققانی که نسبت به جامعه دیدگاهی سوسیالیستی دارند ضمن مطالعه تاریخی نظام سرمایه داری جهانی نتیجه می گیرندکه نظرات حاکم برجامعه همان نظرات طبقه حاکم است. طبقه ای که به مثابه قدرت مادی در جامعه حضور داردوقدرت فرهنگی ومعنوی حاکم نیز هست . بنابراین نظریه پردازان این مکتب برساختارهای پایه ای وبنیان های اقتصادی جامعه تأکید می کنند وبرای درک شکل ومحتوای رسانه ها به بررسی چگونگی توزیع منابع عظیم رسانه ای وصنایع اطلاعاتی وکسانی که آنها را کنترل می کنند می پردازند. در میان مکاتب انتقادی ‏‏‏‏‏‏‎‎‎، مکتب اقتصاد سیاسی با موضوع وسایل ارتباط جمعی بنیادی تر برخوردکرده است.

شیفتگی نابخردانه دراستفاده از فن آوری های نوین ارتباطی واطلاعاتی وچشم بستن به روی منافع ومصالح بلند مدت ملی وغفلت از سیاستگذاری روشن بینانه ارتباطی پیامدهایی سنگین دارد. این شیفتگی و غفلت ناشی از القا ئات دیدگاه هایی است که به «جبر فن آوری » باور دارند وآینده ای خوشبینانه وتخیلی از جهان به واسطه فن آوری های نوین به تصویرمی کشند. توجه به دیدگاه های انتقادی وموشکافی دیدگاه های تجربی مانع عمق یافتن وابستگی ها،بروزبحران های اجتماعی وفرهنگی واتلاف سرمایه های مادی وانسانی خواهدشد .

ماهیت اقتصادسیاسی
برای درک ماهیت اقتصادسیاسی باید جنبه های اجتماعی اقتصادی وسیاسی جامعه وکنش وواکنش متقابل این نهادهابایکدیگر مورد توجه قرار گیرد. دولت، بازاروروابط متقابل بین این دوواژه های کلیدی اقتصادسیاسی هستندبه ویژه مکتب اقتصاد- سیاسی چگونگی تأثیربازارهاونیروهای اقتصادی برتوزیع قدرت ورفاه بین دولت ها وفعالان سیاسی راردیابی می کند. رابطه بین دولت وبازاربویژه تفاوت بین این دو محوراصلی اقتصادسیاسی است ازنظر دولت مرزهای جغرافیایی پایه لازم برای استقلال ملی ووحدت سیاسی است امابازارخواهان حذف تمامی محدودیت هاوموانع سیاسی وغیرسیاسی است که برعملکرد سازوکارقیمت تأثیر دارند. منطق بازار قراردادن فعالیتهای اقتصادی در مکان هایی است که این فعالیت های مولد تر وسود آورترباشنداما همزمان منطق دولت تصاحب وکنترل فرایند رشد اقتصادی و انباشت سرمایه است دراین خصوص «رابرت گیلپین» می نویسد. قرن هاست که بحث درباره ماهیت ونتایج برخورد دو منطق متضاد بازار ودولت ادامه دارد. ونظرات متفاوتی در مورد کنش وواکنش اقتصادوسیاست مطرح است. تفاسیر متضادسه ایدئولوژی اساسا متفاوت از اقتصادسیاسی را به دست می دهد، لیبرالیسم اقتصادی ،اقتصادملی گرا،ومارکسیسم هر یک از این سه ایدئو لوژی حول اثررشد اقتصاد بازارجهانی برماهیت وپویش های روابط بین الملل دورمی زنند. هریک ازاین سه دید گاه به ترتیب از نظرات مرکانتیلیست های قرن 18 – اقتصاددانان کلاسیک ونئوکلاسیک دوقرن گذشته، مارکیست های قرن 19 ومنتقدان رادیکال سرمایه داری واقتصاد بازاری جهانی ریشه می گیرند. این سه دیدگاه درباره تضادهای اجتناب ناپذیر سه مسأله عمومی وبه هم وابسته زیر بحث می کنند :
1- دلایل وثرات اقتصادی وسیاسی رشد یک اقتصاد بازاری
2- رابطه بین تحولات اقتصادی وتحولات سیاسی
3- اهمیت اقتصاد بازاری جهانی برای اقتصادهای ملی
(چگونه اقتصادبازاری جهانی برتوسعه اقتصادی کشوزهای دیگر تأثیر می‌گذارد؟ وچگونه اقتصادبازاری جهانی توزیع ثروت وقدرت را بین جوامع ملی تحت تأثیرقرارمی دهد اکثر لیبرال ها تجارت را موتور رشد می‌دانند و می‌گویند فرآیند رشد تا حد زیادی دراثرعوامل خارجی مثل جریان بین المللی تجارت سرمایه وفن آوری سرعت می گیردمارکسیست های سنتی براین عوامل خارجی باشکستن ساختارهای اجتماعی محافظه کار،توسعه اقتصادی راقدرت می بخشند. یکی ازنتایج اقتصادبازاری برای سیاست ملی وبین المللی- که اثرات اختلال آوری نیز برجامعه می گذارد این است که باواردشدن نیروهای بازارسازوکارقیمت به یک جامعه، روابط ونهادهای اجتماعی سنتی ضعیف شده یاازبین می روند. یک نتیجه دیگراقتصادبازاری این است که اثرقابل ملاحظه ای برتوزیع قدرت وثروت درجوامع دارد.

اقتصادسیاسی رسانه ها
بدون آگاهی به چگونگی توزیع منابع عظیم رسانه ای وصنایع اطلاعاتی واین که چه کسانی این جنبش پرتکاپوراکنترل می کنند نمی توان دریافت که چراشکل ومحتوای رسانه ها به گونه ای است که می بینیم (فرداینگلیس) بنابراین تعبیر فرد اینگلس اقتصاد سیاسی قلب قضیه است به نظر اوحتی در یک ارتباط دو نفره مثل مطالعه یک رمان که در آن رابطه نویسنده وخواننده ظاهرا مستقیم است. بخش غیر مستقیمی ازصنعت گسترده انتشارات ،(ویراستاران،کتابفروشان) دخالت دارداقتصادسیاسی خود را منحصربه تجزیه وتحلیل رسانه های یک کشور نمی‌بیندوفرض اصولی دراقتصادسیاسی این است که رسانه های جهانی دریک نظام گسترده جهانی جمع می آیند.

انزنس برگر عناصرتشکیل دهنده رسانه های رادرنظام جهانی چنین بیان می کنند.ماهواره های خبری، تلویزیون کاست هانوارهای ویدئویی دستکاه های ضبط ویدئویی . تلفن های تصویری پخش صوت استریوفونیک . تکنیک های لیزری فرایند های تکیثرالکترواستاتیک چاپ الکترونیک باسرعت بالا ماشین های حروفچین وفراگیر میکروفیش ها بادستیابی الکترونیک چاپ رادیویی همه این اشکال جدید رسانه به طورمداوم پیوسته های جدیدی راچه بایکدیگروچه باسایررسانه هامثل چاپ رادیو فیلم تلویزیون تلفن وغیره شکل می دهند. مکتب اقتصادسیاسی نظام توزیع کالاهای فرهنگی ونیز ماهیت نهادهای فرهنگی را موردنقد قرارمی دهد به نظر مکتب اقتصادسیاسی، سیاستگذاری فرهنگی نهادهای فرهنگی . یافتن مخاطب برای آثارهنری برای مخاطبان .به نظراین مکتب فرهنگ محصوردر کل نظام است. هنرمند خلاق باوجود منحصربه فردبودن هدفش تنهامی توانددرداخل ساختارها وفرایندهای بازاربه خلق اثرهنری بپردازدشیوه تولیدسرمایه داری «هرچیزی» راجذب معادل آن درنظام ارزش های تبادلی می کند این ماهیت سرمایه داری است درچارچوب سرمایه داری روابط اجتماعی دقیقاتحت سلطه روابط تبادلی (خریدوفروش دربازار)قراردارندوشکل می گیرند.

چارچوب مفهومی مکتب اقتصادسیاسی رسانه ها

چارچوب های مفهومی درحوزه اقتصادسیاسی متفاوت از حوزه های دیگر ومفاهیم جدیدی رادرقالب خود دارد. جنبه هایی این مفاهیم رامی توان درمکتب فرانکفورت یافت . آدورنو وهورکهایر عقیده داشتندکه سرمایه داری عصر جدید می خواهد همه آنچه را که تولید سرمایه داری اولیه به حال خودرهاکرده بودیعنی عرصه های خانوادگی تفریحات واوقات فراغت وعرصه های فرهنگی زندگی راتصاحب وصنعتی کند منطق سرمایه داری آن راوامی دارد تا درجست وجووسپس اشباع بازارهای جدیدبرآید. صنایع فرهنگی تضادهایی رابرای سرمایه داری به وجود می آورداین امرناشی از رقابتی است که درچارچوب صنایع فرهنگی درجریان است. دلیل رقابت محدودبودن منابع ونیز محدودبودن پاداش هااست. تولیدسرمایه داری برتولیدوتوزیع انبوه کالاهامتکی است فروش بیشترقیمت ها راکاهش می دهدوسقف نرخ سودرابالاترمی بردتولیدسرمایه داری نوعی گرایش را برای جایگزینی کالای نوبه جای کالای کهنه به وجودمی آورداین دور«خرید- کهنه شدن- جایگزین
سازی »با تبلیغات صورت می گیرداین دورقوه محرکه سرمایه داری است البته برای تولیدسرمایه داری این مهم است که نوآوری ارزان تمام شود . امافعالیت فرهنگی اقتضامی کند که موادومطالب آزادانه انتخاب شوند وترجیحا تازه باشندمصرف فرهنگی درمقابل کشش تولیدبه سمت قالبی کردن محصولات مقاومت می کند. ازسوی دیگردوام پذیری نسبی کالاهای فرهنگی باتولیدسرمایه داری درتضاداست . برای کنترل تضادهای مذکورشرکت های صنعتی فرهنگی روش های مختلفی راتجربه می کنند .

1- گزینش مجموعه ای ازآثارمحبوب قدیمی به عنوان آثارکلاسیک موردتمجید وتحسین ، که فروش منظم آثار مزبوررابرای مدتی طولانی تضمین می کند .

2- وقتی که یک صنعت فرهنگی اثری راموفقیت آمیزبیابدتلاش می کندتاحدامکان به تکثیرآن بپردازد .

3- ارائه مجموعه ای ازآثاربه جای یک اثر، که درنتیجه شانس فروش آنها بالاترمی رودزیرا موفقیت یک اثرنوبه شانس وتصادف بستگی داردواین چیزی نیست که بتوان برای آن برنامه ریزی کرد .

4- تلاش برای جلوگیری از تکثیرغیرمجازبه وسیله قوانین مربوط به حق انحصارتکثیر

5- چشم پوشی ازسودحاصله ازفروش فیلم ها نوارهای ویدئویی وکاست ها و
محول کردن مسئولیت سودآوری به سخت افزار. مخاطبان سرکش ودمدمی هستند وقت آنهامحدوداست وبدین ترتیب بازارنمی تواندبرای همیشه گسترش یابدآنها برنوبودن اصراردارندچهره قدرتمندوخلاق شخصی است که به درستی حجم مخاطبین راحدس زندواین مخاطبین راعرض یک مجموعه وسیع ازآثارفرهنگی حفظ کندبراین اساس خلاقانه ترین کارکردرادرصنایع فرهنگی «گزینشگران برعهده دارند.آنان محصول رابامخاطب پیوندمی دهندوهزینه ساخت فیلم ،کتاب،موسیقی یابرنامه راباقدرت پرداخت مخاطب موردنظروفق می دهند»

پیوند تاریخی توسعه ارتباطات بااقتصادسیاسی

امروزه سرمایه داری برای حل تضادهای خوددرارتباط بابازاربه حکومت رومی کندبه نظرمارکسیست هاهنگامی که تعارضاتی درساختارهای جامعه صنعتی مدرن وجود دارد حکومت ها سعی می کنند تابابرپایی نوع جدیدی ازیک نهادکم وبیش آشتی دهنده به حل آنهابپردازند. ریموندویلیامزاشاره می کند که وجودرایودر
خانه ها باعث شده که بخشی‌ازنیروی محرکه آن درخدمت توسعه کالاهای مصرفی خانگی قرارگیرد و ورودآن همراه بودباوروداتومبیل موتورسیکلت دوربین اتوی برقی وتلفن خانگی برای کسانی که درآمدشان کفاف تأمین آن رامی کرداین شیوه زندگی ازدهه 1920 آغازمی شودورادیواولین نشانه آن است . بی بی سی این فرایند راشکل داد وبه آن استحکام بخشیدوباانجام این کاردرزمینه آشتی ملی واعاده هویت ملی به عنوان یک نهادنمونه نقش خودراایفاکرد. پخش دولتی چیزی بودکه
«جان ریث» (اولین مدیرکل بی بی سی) خود را وقف آن کرد،بی بی سی دارای فرمان سلطنتی بودکه هم جایگاه منحصربه فردی به آن اعطامی کرد وهم به معنی مستقل بودن ازگروه های دولتی وداشتن وظایف وشرایط کاری مشخص است ، مانند حفظ توازن وبی طرفی وهمچنین مسئوولیت های بزرگی مثل آموزش وفراهم کردن امکان تفریح جامعه…..هدف اقتصادسیاسی این است که چگونگی صورت گرفتن تغییرات وسیع رادریک بسترتاریخی تبیین کند ونمونه هایی مانند بی بی سی ، وشبکه های پخش رادیوتلویزیونی درایالات متحده به این تبیین به خوبی کمک می کنند. بی بی سی باحضورهمیشگی واطمینان بخش خوددرهمه جادرزندگی مردم عادی ریشه های عمیقی دواند. کمیسیون اتباطات فدرال در1937 مقرراتی راجهت تنظیم رقابت دربازاروضع کرد. اماشبکه هایی مانندبی بی سی و ان بی سی باتوجه به ثروت وقدرتی که دارندهرآنچه رامناسب تشخیص دهند ازایستگاه های تلویزیونی می گیرند تاازخارج می خرند ودرسطح کشورپخش می کنند درواقع غول های شبکه ای درمقابل نفوذ دولت فدرال مصون هستند وآنچه تحت عنوان خدمات دولتی وعمومی درایالات متحده وجوددارد درواقع رابطه ضعیف شبکه های تجاری است . پس از
جنگ جهانی دوم فرکانس های ارسال امواج به نحوقابل توجهی دراختیارنیرو های مسلح قرار گرفت . «آر.سی.آ شرکت بزرگ تولید کننده رادیو در آمریکا مورد حمایت مالی برای تحقیقات نظامی قرار داشت . وزارت دفاع به تنهایی دارای شبکه جهانی متشکل از 40 ایستگاه تلویزیونی و بیش از 200 ایستگاه رادیویی بود . ریموند ویلیامز در کتاب تلویزیون : فن آوری و گونه فرهنگی » عنوان می کند . ویژگی تجاری تلویزیون را باید در سطوح مختلف مورد توجه قرار داد : از نظر ساخت برنامه جهت سود بردن در یک بازار شناخته شده از نظر اقتصادی کانالی برای تبلیغات تجاری و به عنوان یک شکل فرهنگی و سیاسی که مستقیماً توسط هنجارهای یک جامعه سرمایه داری به وجود آمده و بدان ها وابسته است جامعه ای که هم کالاهای مصرفی و هم شیوه زندگی مبتنی بر آن کالاها را به فروش می رساند و این کار را در فضایی روحی انجام می دهد که همزمان هم زاده منافع و نفوذ
صاحبان سرمایه محلی است و هم در چار چوب یک برنامه سیاسی توسط قدرت غالب سرمایه داری بین المللی سازمان یافته است .

نظریه های اندیشمندان در مورد اقتصاد سیاسی رسانه ها
ریموند ویلیامز
ریلیامز در مقاله ابزارهای ارتباطی به مثابه ابزارهای تولید صایع فرهنگی را بخش لاینفک حفظ اقتصاد بازار و در واقع هسته اصلی آن معرفی می کند و عقیده دارد که باید به نقش متقابل اقتصاد و فرهنگ توجه داشت تا مرزهای فرهنگی به گونه ای وسیع تر و بزرگ تر تحمیل شوند به نظر او صورت بندی ها و ضوابط نظریه ای باید بازسازی شوند و از طریق بازنگری در نظریه های پیشین می توان تغییرات نوین را مورد بررسی قرار داد وی بر این باوز است که تمایز قدیمی «زیر ساخت » اقتصادی و «روساخت» غیر مادی(یعنی شکل های فرهنگی و نمود های یک نظم اجتماعی مفروض مستلزم اصلاح است زیرا : ابزارهای ارتباطی - به مثابه ابزارهای تولید اجتماعی - در شخصیت ارتباطی جوامع مدرن و در ارتباط با مناسبات بین جوامع نوین اهمیت زیادی پیدا کرده اند این مقوله در تمامیت اقتصاد مدرن و تولید صنعتی قابل رؤیت است «تولید ارتباطی » در حمل و نقل چاپ و صنایع الکترونیک به جایگاه کیفی متفاوتی دست یافته اند این تحول چشمگیر هنوز در مرحله اولیه خود به سر می‌برد و به خصوص در عرصه الکترونیک راه درازی را درپیش دارد با توجه به دگرگونی هایی که در ابزارهای تولید اجتماعی و همچنین درباره تولید اجتماعی به خصوص در قلمرو آموزش به وجود آمده است . فرایند های بنیادی و اصولی آموزشی دگرگون شده اند . بدین ترتیب انتقال خرد اجتماعی و انتقال تعاریف و نشانه های اصلی سازنده این خرد تغییر یافته اند در چنین شرایطی آمیزه تغییرات فن آورانه محاسبات اقتصادی و شکل نهادی اجتماعی بر شرایط کلی فرهنگی - اجتماعی تأثیر می گذارد . ویلیامز در کتاب به سوی 2000 کالایی کردن اطلاعات را ویژگی فراگیر صحنه اجتماعی امروزی می داند به نظر او کالایی کردن اطلاعات ناشی از نوعی دیدگاه کوته بینانه بر اساس مزیت های آنی است اما هم تأثیرات فردی دارد و هم قلمرو عمومی زندگی را به تحلیل می برد و معیارهای بازار را به عرصه های تعامل اجتماعی تسری می دهد .

نیکلاس گارنهام
وی در سال 1979 در ماهنامه رسانه فرهنگ و جامعه مقاله ای دارد با عنوان « سهم اقتصادی سیاسی در ارتباطات جمعی» وی در این مقاله خاطر نشان می کند که تفکیک فرهنگ ، سیاست و اقتصاد بی معنی است ارتباطات الکترونیک مخرج مشترک تولید رو به رشد کالاها و خدمات است و اطلاعات به اصلی ترین بخش فرایند تولید تبدیل شده است وتحت کنترل معیارهای بازار در آمده است . به نظر او معیارهای بازار در تولیدات صنعتی و فرهنگی هم سانی ایجاد می کنند او می نویسد : برای ساختار فرهنگ و همچنین تولید مصرف و بازار تولید آن . و نیز برای درک نقش وسایل ارتباط جمعی در این فرایند باید برخی از مسائل محوری اقتصاد سیاسی را مورد توجه قرار دهیم مسائلی مانند کار مولد و غیر مولد رابطه بخش های خصوصی و عمومی نقش دولت در انباشت سرمایه نقش تبلیغات در سرمایه داری امروز و غیره .