| دسته بندی | علوم انسانی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 32 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 17 |
مقاله بررسی آداب زمان خروج در 17 صفحه ورد قابل ویرایش
آداب زمان خروج
1- تعیین زمان خروج
دقت در زمان خروج به قصد سفر یکی از فاکتورهای مهم میباشد. شخص مسافر باید در برنامهریزی خود برای مسافرت زمان مناسبی را برای سفرش برگزیند. اگر به قرآن کریم رجوع کنیم که قرآن کریم به نقش زمان توجه خاصی دارد که این را از قسمهای متعدد قرآن به زمان، میتوان متوجه شد. مانند قسم به شب «واللیل»[1] قسم به روز «والضحی»[2] و قسم به عصر «والعصر»[3] که این گونه آیات اهمیت و نقش زمان رابه طور کلی نشان می دهد. خداوند در سوره سبا میفرماید:«سیروا فیها لَیالِیَ واَیَاماً»[4] «شبها و روزها در این آبادیها سفر کیند» در این آیه کلمه «لیالی» اختصاصا درکنار «ایاما» به معنی روزها ذکر شده است و شاید نشان از توجه ویژه قرآن کریم به سفر درشب باشد در سوره اسراء نیز خداوند به سفر در شب اشاره میکند و میفرماید : «سُبحانَ الَّذی أسری بِعَبْدِه لَیلاً»[5] «منزه است آنکه بنده خودش را شبانه حرکت داد» همچنین در آیه دیگری به مسیر در شب اشاره شده است: «فَاَسْرِ بِاَهلِکَ بقطِعٍ مِنَ الّیلِ»[6] «کسان خود را در پارهای از شب حرکت بده» [7] با استناد به این آیات اهمیت زمان در سفر به خصوص سفر شبانه مشخص میِشود.
در روایات نیز برای زمان خروج آدابی بیان شده است مثلا سفر در روزهای خاصی از هفته یا ماه توصیه و یا نهی شده است وهمچنین به سیر در ساعاتی از شبانه روز مخصوصا شب سفارش شده است. در روایتی آمده که حضرت رسول صل الله علیه وآله فرموده است: «علیکم بالسیر باللیل فإنَّ الارض تطوی باللیل»[8] بر شما باد که به هنگام شب سفر کنید زیرا که زمین در شب در نوردیده میشود. نزدیک به همین حدیث نیز از امام صادق علیه السلام نقل شده است.[9] احتمالا سفارش به سیر در شب به خاطر خصوصیاتی است که شب نسبت به روز دارد، مثل سکون و آرامش در شب- تاریکی هوا (که سبب دور شدن از دید دشمن میشود مخصوصا در جنگها) و نیز مساعد بودن هوا نسبت به روز.
با توجه به روایات، سفر در بعضی روزها مثل شنبه، سه شنبه و پنج شنبه، خوب است، و در روزهای دوشنبه چهارشنبه وجمعه مخصوصا قبل از ظهر خوب نیست.[10] (مسافرت قبل ازظهر روز جمعه شاید به علت ضایع شدن نماز جمعه مورد نهی واقع شده است.) و همچنین روزهای سوم، پنجم، سیزدهم وشانزدهم، بیست و یکم و بیست و چهارم هر ماه را نحس دانسته اند.[11] حال این سوال مطرح میشود که اگر انسان در شرایطی قرار گیرد که لازم باشد در یکی از این روزها سفر کند، در این صورت تکلیف چیست؟ در این باره روایتی وارد شده که بر حسب آن شخصی از امام صادق علیه السلام میپرسد: آیا سفر در روزهای مکروه مانند چهارشنبه و غیر آن کراهت دارد؟ امام فرمود: سفرت را با صدقه آغاز کن و هر وقت قصد کنی راهی سفر شو……[12]
2- آغاز سفر با دعا وصدقه
بهتر است که شخص مسافر سفر خود را با دعا واستمداد از یاری خداوندمتعال شروع کند تا حضور پرقدرت خداوند لایزال را در تمام مراحل سفر احساس کند.
بر اساس آیات قرآن کریم ونیز روایات به جا مانده از ائمه معصومین علیهم السلام، دعا و مناجات هنگام سفر جایگاه رفیعی دارد. در این مورد میتوان به دعای اصحاب کهف در آن هنگام که به غار پناه میبردند اشاره کرد که گفتند: «رَبَّنا و ءاتِنا مِن لَدُنکَ رَحَمةً وَهَیّ ءلَنا مِن امرنا رَشَداً» [13] (پروردگارا ما را از سوی خودت رحمتی عطا کن و راه نجاتی برای ما فراهم ساز)
ونیز آن هنگام که حضرت موسی علیه السلام به فرمان خداوند مامور شد که به سوی فرعون برود و او را به پرستش خدای یگانه دعوت کند چنین دعا فرمودند که: « رَبِّ اشرَح لی صَدری وَ یَسّرلی اَمری واحلُل عُقَدةً مِن لِسانی یَفقَهوا قَولی» [14] پروردگارا سینهام را گشاده کن و کارم را برایم آسان گردان و گره از زبانم بگشای تا سخنان مرا بفهمند. و در جای دیگر قرآن میفرماید بعد از سوار شدن بر مرکب نعمت پروردگارتان را متذکر شوید و بگویید «سُبْحانَ الذی سَخَّرَ لَنا هذا وما کُنّا لَهُ مُقرِنینَ» [15] در روایت نیز به استحباب دعا هنگام مسافرت اشاره شده است در روایت است که امام صادق علیه السلام چون آهنگ سفر میکرد میفرمود: «اللهم خَلَّ سَبیلَنا و احسن تسییرنا و اعظم عافیتنا»
خدایا راه ما را امن و وبی مانع گردان وسهولت زندگی و توفیقمان درامور را کامل ساز وعافیتمان را عظیم فرمای[16] در روایتی دیگر از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود:هرگاه (خواستی) از منزلت بیرون بروی بگو «بِسمِ الله توکلتُ علی اللهِ، لا حولَ ولا قوةَ الاّ باللهِ اللهم انی اَسئلکَ خیرَ ما خرجت له و اعوذبک من شرّ ماخرجت له اللهم اوسع عَلیَّ من فضلِکَ و اتمم عَلیَّ نعمتک واستعملنی فی طاعتک واجَعل رغَبتی فیما عِندک و توفنی علی ملتک و مِلةِ رَسولک صلی الله علیه و آله»[17] صدقه دادن نیز در زمان مسافرت مورد تاکید آیات است و قرآن کریم نیز در روایات متعدد انسانها را به تصدق وانفال دعوت میکند مانند: «اَن تَصَدَّقوا خَیرٌلکم»[18]
با توجه به روایات میتوان برداشت کرد که تاثیر صدقه آنقدر زیاد است که باعث میشود نحوست روزهای خاص از بین برود و رفع بلا شود. چنانچه از امام صادق علیهالسلام نقل است: «تَصَدَّقَ و اخرُج أیَّ یومٍ شِئت»[19] صدقه بده وهر روز که میخواهی سفرکن.
3- مشایعت مسافر
طبیعتا سفر با ترک وطن، دوستان، خانواده و … همراه است و هر چند که این سفر کوتاه مدت باشد، باز هم مسافر از اینکه دیار خود را ترک می:ند و ازخانواده خویشانش جدا میشود، دلتنگ و نگران است.
یکی از آداب خوب از گذشته تا امروز اینست که مسافران توسط خانواده، دوستان و اقوام تا محل سوار شدن بر مرکب یا تا قسمتی از راه بدرقه میشوند. این همراهی باعث دلگرمی شده ومحبت و دوستی بین مسافران و مشایعت کنندگان را چند برابر میکند.
از روایات نقل شده نیز میتوان به اهتمام اهل بیت به این موضوع پی برد. از امام صادق علیه السلام و او از پدرش امام محمد باقر علیه السلام روایت شده که فرمود: « بدرستیکه علی علیه السلام در سفری به یک نفر ذمی همراه بود او گفت : تو به کجا می روی؟ فرمود : به کوفه: چون راه ایشان جدا میشد علی علیه السلام با او به راه افتاد، ذمی گفت: راه خود را ترک کردی تومیگفتی که به کوفه میروی! فرمود:میدانم، گفت: پس چرا با من آمدی؟ فرمود اندکی بدرقه کردن و همراه شدن با رفیق راه از خوبی مصاحب است. و پیغمبر به ما چنین فرمان داده مرد ذمی گفت: آیا چنین گفته؟ امام فرمود: آری، ذمی گفت: این است وجز این نیست پیروی کرده او را هر کس پیروی کرده برای کارهای بزرگوارانه او بوده و من گواهی میدهم که بردین توهستم. ذمی با امام برگشت و چون او را شناخت . مسلمان شد.[20] در سیرة پیامبر گرامی اسلام (ص) نیز مشایعت مسافران وجود دارد. در روایت است که رسول خدا صلی الله علیه و آله چون با مومنین وداع میکرد میفرمود: خدا تقوی را توشه راهتان سازد و به سوی هر خیر رهبری کند وهر حاجتی که دارید بر آورد و دین ودنیاتان را سالم بدارد و شما را به سوی خویشان و دوستان سالم بازگرداند.»[21]
2-اخلاق در طول سفر
در سفراست که انسان کمالات اخلاقی و یا احیانا رذایل اخلاقی خود رانشان میدهد، چون شخص مسافر در سفر نمیتواند ملکات اخلاقی خود را پنهان کند و در برخوردها و فراز و نشیبهای سفر بالاخره درون و باطن خود را ظاهر میسازد. اگر چنانچه دارای خلق کریم باشد درسفر نیز طبعا همان گونه خواهد بود و برعکس اگر بد خلق و عصبانی مزاج باشد نیز شخصیت او در سفر شناخته خواهد شد. به عبارت دیگر سفر به فعلیت رسانیدن ملکات نفسانی انسان است.
قرآن کریم به عنوان کتاب هدایت بشر، رهنمود های اخلاقی فراوان و بینظیری دراد که انسان مومن ابتدا باید آنها را بپذیرد و سپس متخلق به این صفات و آداب نیکو باشد. به عنوان مثال در قرآن آمده است:
«تعاوَنوا عَلَی البِرَّ و التَّقوی» [22] «و در راه نیکی و پرهیزگاری با هم تعاون کنید»
«اِعدِلوا هواَقَربُ لِلتقَّوَی» [23] « عدالت کنید که پرهیزکاری نزدیک تر است»
«و اذحُیّیتم بِتَحیَّةٍ فَحَیّوا باَحسَنِ منها» [24] «هرگاه به شما تحیت گویند، پاسخ آن را بهتر از آن بدهید)
این آیات نمونههای آیات قرآنی هستند که در مسافرت بیشتر نمود میکنند و جلوه ویژه دارند. تعاون وهمکاری ویاری رساندن به همسفران، رعایت عدالت، معاشرت نیکوو… همه از جمله صفات نیکویی هستند، که شایسته است انسان چه هنگام سفر و چه غیر آن متخلق به آنهاباشد. در مسافرت شاید بیشتر از زندگی روزمره، مجال آزمایش برای نفس انسان پیش بیاید، که آیا میتواند مجری این قوانین الهی باشد یا نه؟
در باب اخلاق سفر روایاتی از اهل بیت علیهم السلام رسیده است.
از اخلاق شریفه حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله نقل شده که وقتی با اصحاب در سفر بود خواستند گوسفندی بکشند. یکی گفت: کشتن گوسفند بامن. دیگری گفت:کندن پوست آن با من و دیگری گفت: پختن آن با من. حضرت فرمود: جمع کردن هیزم با من، گفتند: یا رسول الله، این کار را ما خواهیم کرد شما زحمت نکشید، فرمود: می دانم شما این کار را خواهید کرد لکن من خوشم نمیآید از شما امتیازی پیدا کنم زیرا که حقتعالی کراهت دارد که ببیند بندة خود را که فضیلت داده خودش را به رفقایش.[25]
درباره امام زین العابدین علیه السلام نیز روایت کردهاند که ایشان سفرنمیکرد مگر با اشخاصی که آن حضرت را نشناسند، برای آنکه حضرت در راه همراهانشان را در کارها یاری میکردند و هر گاه ایشان را میشناختند اجازه نمیدادند که کاری بکنند.[26]
پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله فرمود: «کسیکه مومن مسافری را یاری کند، خدا هفتاد وسه گره اندوه و مشکل را از کار او میگشاید و در دنیا و آخرت او را از هم و غم پناه میدهد و در آن روز که نفس مردم قطع میشود (آنجا که مردم گرفتار نفسهای خویشند، اندوه عظیم او را برطرف میسازد»[27]
آداب رسیدن به مقصد
1- به جای آوردن شکر
چه زیبا و شایسته است که انسان مسافر بعد از رسیدن به مقصد به خاطر اینکه به سلامت رسیده و از خطرات راه درامان بوده است. خدایتعالی را شکر کند.
شکر وسپاس گزاری شیوه بزرگان و کریمان است. و بسیار کمند که حق شکر را به جای آورند. به تصریح قرآن کریم که میفرماید: «اِعَلموا آلَ داوودَ شُکراً و قَلیلٌ مِن عِبادِیَ الشَّکورُ»[28] «ای آن داوود! با شکر به جا آورید، ولی عده کمی از بندگان من شکر گذارند»
و نیز در جای جای قرآن کریم این عبارت به چشم میخورد: « لَعلَّکم تَشکرونَ»[29] «لَعَلَّهُم تشکرونَ»[30]، «واُشکرو لِله اِن کنتم اِیّاهُ تَعبدونَ»[31]
اصولا شکر در مقابل کلمه کفر قرار دارد زیرا کفر به معنی پوشاندن و نعمت را ناسپاسی کردن است.[32] و اگر شکر خداوند به جای آورده نشود در حقیقت همان کفران نعمت است. ما در سفر به مواهب و نعمتهایی از جانب خداوند نایل میشویم که باید شکر آنها را به جای آوریم که:«لَئن شَکَرتم لَاَزیدنَّکم و لَئن کَفَرتم لَشدید»[33] اگر انسان شکر مواهب الهی را به جای آورد خداوند نعمتهای ارزانی داشته شده را فزونی میبخشد و همانطور که خود وعده کرده به زودی پاداش شاکران را خواهد داد: «سَنَجزِی الشّاکرین»[34] بزرگان دین نیز به شکر خداوند مخصوصا موقع رسیدن به مقصد، توصیههایی بیان کردهاند. لقمان در وصیت به فرزندش چنین میگوید: «و اذا نَزَلتِ فَصَلّ رکعتَینِ قبل اَن تجلس» رکعت نماز بگذار»
| دسته بندی | علوم انسانی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 16 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 23 |
مقاله بررسی اختلالات دیکتهای کودکان استثنایی در 23 صفحه ورد قابل ویرایش
فصل اول
نام- ......
فامیل-.........
متولد- 1378
کلاس- دوم ابتدائی
وضعیت زایمان- طبیعی
توانائی ذهنی- کاملاً عادی
ریحانه رستمی کلاس دوم نمره دیکته او معمولاً بین 14، 15 میباشد در حالیکه هوش او خوب است و توانائی کارهای انتزاعی او بالاست ولی از نظر نوشتاری ضعیف است ریحانه به صورت طبیعی به دنیا آمده و هیچگونه ناراحتی دال بر اینکه آسیب مغزی داشته باشد نیست توانایی ذهنی او هم بالاست در حد طبیعی تنها اشکال او نمرات کم دیکته او میباشد.
وضعیت فعلی
طی بررسیهای مکرر دیکته او و آزمونهایی که از او گرفتم متوجه شدم که ایشان از نظر شنیداری و دیداری مشکل دارند بعنوان مثال بشقاب را بشگاب می نوشت و منظور را منزور که نشان دهنده اختلال دیداری و شنیداری او بود.
هوش
هوش او طی آزمون ریون که از او گرفتم خوب بود و در حد نمرة (125) و طبق درسهایی که او تا به حال نمره آورده بود نشان می داد که در مسئله هوشی مشکلی ندارد چون به غیر از دیکته بقیه نمرات کتابهای درسی او در حد خوبی بود.
شناخت
شناخت او نسبت به محیط و اطرافیانش خوب بود ولی کمی نسبت به بعضی مسائل بی دقتی می کرد و مثلاً تصاویری که به او نشان داده می شد با کمی مکث و جابه جایی بعضی از آنها را می گفت یا نسبت به بعضی حروف بی توجه بود که شاید به خاطر اختلال ضعف دیداری و شنیداری او بود.
عاطفه
ریحانه از نظر عاطفی دختری بود فوق العاده حساس و مسائل عاطفی را خیلی مورد توجه قرار می داد خصوصاً به تشویق هایی که می شد برایش خیلی مهم بود چون مرتب نمره های خوب و کلمات زیبایی را که آموزگاران برایش نوشته بودند نشان می داد و انتظار داشت که او را تحسین کنم و از تحسین آفرین گفتن من واقعاً لذت میبرد.
احساس
ریحانه رویهمرفته احساس خوبی داشت و بیشتر از نکات مثبت اطرافیانش یاد می کرد و اهمیتی که برایش قائل هستند و این احساس مثبت او، او را به همه چیز خوشبین کرده بود.
خلق
ریحانه اخلاق خوبی داشت و مرتب از کلمات زیبا و لبخندی ملیح که روی لبانش بود میشد اخلاقش را تا حدودی تشخیص داد و مادرش هم می گفت همیشه همینطور است مهربان و خندهرو در عین حال احساس مسئولیت در مقابل کارهای روزمره و اطرافیانش برای او مهم است.
توجه
توجه او به امور خیلی خوب بود تا جایی که با دقت کردن همه چیزها را خیلی خوب توضیح می داد ولی گاهی هم کمی از مسئله پرت می شد که شاید به خاطر ضعفهای یاد شده بود.
تمرکز:
در مورد تمرکز کمی مشکل داشت یعنی باید حتماً به او گوشزد می شد که روی مسئله ای که باید پاسخگو باشد کمی تمرکز کند و حواسش را جمع کند بعد از یکی دوبار تذکر تقریباً درست جواب می داد.
ادراک:
ادراک او کمی در مقابل مسائل که برایش مطرح می کردم ضعیف بود خصوصاً در خواندن و نوشتن و خصوصاً در نوشتن مطلب ارائه شده با مشکل روبرو بود ولی در کل خوب بود یعنی با کمی تمرین و دقت درست می نوشت.
رفتار:
رفتار خوبی داشت بطوریکه تمام اولیا مدرسه از او راضی بودند و در خانه هم مشکلی نداشت دختر منظم و منضبطی بود.
دقت شنیداری:
دقت شنیداری او با مشکل مواجه بود و کمی جابه جا کلمات را به کار میبرد معلوم بود اصلاً دقت خاصی روی به کار بردن کلمات و نحوه شنیدن آنها ندارد.
دقت دیداری:
کمی با اشکال روبرو بود به خاطر اینکه کارتهای تصاویر را با دیدن مرتبه اول به خوبی جواب نمی داد.
تمییز دیداری و شنیداری:
تمییز دیداری شنیداری او با مشکل مواجه بود چون با ریزه کاریهایی که در تصاویر به او نشان داده می شد اصلاً توجه نداشت و جملاتی را هم که به کار می بردم و از او می خواستم بگوید با مکث و جا انداختن ادا می کرد.
تبانی حافظه دیداری و شنیداری:
رویهم رفته خیلی خوب نبود و این مسئله را می شد از نحوه دیکته نوشتنش متوجه شد.
شناخت اشیای محیطی
شناخت حیوانات خوب، رنگها خوب، کمی در اشکال شکل مشکل داشت که آنهم به خاطر حساسیت دیداریش بود.
آستانه عمل
کمی با مکث ولی خوب بود و نسبتاً در عمل مشکل نداشت.
هشیاری
درصد هشیاری او خوب بود و زود متوجه می شد.
انگیزه
انگیزه خوب و بسیار بالایی داشت و خود را به خاطر اینکه به همردیفهای کلاسی برساند آماده کرده بود و با انگیزه عالی همه تمرینها را به خوبی انجام می داد بدون احساس خستگی
کنجکاوی محیطی
کنجکاوی محیطی او خوب بود و دنبال این بود که مطالب جدید یاد بگیرد و مرتب سؤال می کرد خصوصاً راجع به محیط طبیعت و اینکه هر چیزی از چی بوده و چطور درست شده.
آری اینها نشانه های بالینی او بود که تقریباً همه مثبت بود و در حد نرمال اما در دیکته نویسی ضعیف بود و باید به دنبال علت می گشتم و پس از آزمونهای متعدد متوجه شدم که حساسیت دیداری و شنیداری او ضعیف است.
تقویت حافظه
تمرینهایی که برای تقویت حافظة دیداری بسیار مفید بودند را برای او اجرا کردم و از او خواستم که انجام دهد.
ریحانه دختر خوبی بود و دنبال این بود که مشکلش حل شود لذا بدون هیچ مقاومتی انجام می داد چند نمونه از تمرینهایی که با ریحانه کار کردم و جواب مثبتی هم گرفتم را در اینجا ذکر میکنم.
تمرین
1- ابتدا دو تصویر را که شکل های مختلفی داشت انتخاب کردم و به او نشان دادم و سپس تصویرها را در جای دیگر گذاشتم و از او خواستم آن تصاویری را که دیده نام ببرد.
2- دوباره همان تمرین اول را تکرار کردم اما این بار به جای دو تصویر سه تصویر به او نشان دادم و به همین ترتیب ادامه دادم و از او خواستم که به خاطر بسپارد. پس از اینکه او مدت زمانی را که خودش کافی می دانست به تصویر دقت کرد تصویر را برگردانده و از او خواستم که اجزای تصویر را بگوید معمولاً در دفعات اول بخشهای اندکی از جزئیات در حافظة دیداری او مانده بود و بخشهایی را به خاطر نمی آورد یا اشتباه پاسخ می داد.
سپس همان تصویر را مجدداً به او نشان دادم و از او خواستم دوباره مشاهده کند و کل اجزای آن را به خاطر بسپارد اینبار بهتر دقت کرده بود و نوع کیفیت نگاه کردنش به تصویر خیلی بهتر شده بود و تفاوت چشمگیری داشت و به نظر من همین تفاوت می توانست درمان پذیری خوبی برای او باشد خلاصه طی چند روز و روزانه چند دقیقه تمرین مجدداً اولین تصویر را به او نشان دادم و اجرای آنرا از او پرسیدم جالب بود که با کمال اطمینان و اعتماد به نفس مشاهداتش را بیان کرد و واقعاً نسبت به قبل تفاوت چشمگیری در میزان تقویت حافظه دیداری او مشاهده کردم.
راههای دیگری هم در کتاب خوانده بودم نسبتاً همه را در مورد او به کار بردم و جواب خوبی هم گرفتم.
راه دوم برای تقویت حافظه دیداری
مجموعة محدودی از اشیا را به ترتیب خاصی چیدم و از او خواستم نام و ترتیب قرار گرفتن آنها را به خاطر بسپارد بعد چشمان او را بستم و جای چند وسیله را با هم جابجا کردم و بعد چشمانش را باز کردم و از وی خواستم که اشیا را به ترتیب قبلی بچیند.
تمرین سوم
با هماهنگی اولیا مدرسه از او خواستم چند دقیقه بیرون از کلاس باشد در غیاب او محل نشستن یکی دو نفر از همکلاسیهایش را عوض کردم سپس او را به کلاس فراخواندم و از او خواستم تغییرات انجام شده در کلاس را پیدا کند.
از انواع اسباب بازیهای آموزشی مربوط به حافظه مثل دومینو استفاده باید بشود و با استفاده از آن مسابقه ای بین دانش آموزان ترتیب میدهیم.
در نهایت پس از اینکه به مدت چند روز و روزانه حدود پانزده دقیقه تمرینهای قبلی را انجام دادم کارتهای مقوایی به ابعاد حدود 10*7 سانتی متر تهیه می کنیم سپس واژه هایی را که دیکته صحیح آنها نیاز به حافظه دیداری دارد انتخاب کرده هر واژه را روی یک کارت می نوشتم بهتر است واژه ها از صفحاتی از کتاب درسی دانش آموز انتخاب شود که دیکته آنها به زودی در کلاس درس آموزش داده خواهد شد ابتدا کارتی را به او نشان می دادم تا به اندازه کافی به آن نگاه کند سپس کارت را مخفی کرده از وی می خواستم دیکته آن واژه را با استفاده از انگشت در هوا بنویسد این کار برای او هم سادهتر و هم خوشایندتر بود از نوشتن با مداد در روی کاغذ.
پس از اینکه وی در انجام این تمرین از خود موفقیت نشان داد و کارت را پی در پی به او نشان دادم و سپس خواستم با انگشت دیکته هر دوی آنها را در هوا بنویسد و به همین ترتیب به تعداد کارتها اضافه کردم با انجام این تمرین روزانه 10 الی 20 دقیقه حتی پس از گذشت یک هفته دانش آموز پیشرفت محسوسی را در دیکته نشان داد می توانیم کارتها را از واژه های نسبتاً مشکل کتاب درسی انتخاب کنیم در تعداد کارتهایی که به عنوان نشانه موفقیت به دست آورده است یادداشت کرده و این کار به خاطر تقویت رفتار وی صورت میگیرد.
می توانیم از خود دانش آموز به عنوان مربی استفاده کنیم و از او بخواهیم برای هر موفقیت به خودش امتیاز بدهد.
روش امتیاز دهی
1- از همه مهمتر اینکه از گفتن تعداد غلطهای دانش آموز به هنگام انجام تمرینها یا به هنگام تصحیح دیکته خودداری کنیم.
2- همیشه باید تعداد واژه هایی که درست نوشته است را و از نظر او یک تلاش موفق محسوب میشود را به حساب آوریم این امر موجب تقویت یادگیری وی خواهد شد.
نوشتن کلمات هم خانواده
این تمرین موجب میشود که علاوه بر تقویت حافظه دیداری کودک درک کند که این کلمات یک ریشه دارند و هم خانواده هستند و بنابراین همانند هم نوشته میشوند پس از چند روز تمرین اگر فقط یک واژه را به کودک یاد دهیم مثلاً واژه سبب و از او بخواهیم دیکته این واژه ها را بنویسد (اسباب- مسبب- سببها) میزان موفقیت او در دیکته صحیح این واژه ها حتی اگر این واژه ها را قبلاً ندیده باشد بسیار افزایش خواهد یافت.
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 14 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 15 |
مقاله بررسی آثار روانی و کارکردهای روانشناسی تبلیغات در 15 صفحه ورد قابل ویرایش
آثار روانی و کارکردهای روانشناسی تبلیغات
تبلیغات چیست؟ در چه مواردی باید تبلیغ کرد؟ نقش تبلیغات در جهان امروز چیست؟ تأثیر روانی تبلیغات بر ذهن انسان چگونه است.
مقدمه:
امروز ما در عصر ارتباطات بسر میبریم، دورانی که مشخصه بارز آن تلاش برای باور های همگانی است. زمانی که با حضور شبکه های ماهواره ای و کامپیوتری فاصله نقاط کره زمین نامفهوم شده است با وجود شبکه های کامپیوتری می توان از همین جا به طرف دیگر کره خاکی رفت. وارد کتابخانه ای در محله کوچکی در فلان شهر شد و سراغ یک جلد کتاب را گرفت. اکنون در هر دقیقه هزاران کالای نو در سطح جهان وارد بازار می شودکه تکمیل تر و کار آمد تر از قبل بوده است و تولید کنندگان می کوشند تا بازار هایی برای محصولات خود پیدا کنند ولی چگونه و در کجا شاهد هستیم که شبکه های ماهواره ای علاوه بر پیامدهای فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و ابزار ارزان در سطح وسیعی برای کالاهای تجاری نیز می باشد و کشورهای غربی با آوردن ماهواره ها به مشرق زمین علاوه برفرهنگ و علم،بازار فروش خوبی برای کالاهای خود پیدا کرده اند بطوری که کمپانی های بزرگ مثل تویوتا باید برای تبلیغ خود در این شبکه ها آگهی بدهند، زیرا در کشور ژاپن پدیده های شبکة ماهواره ای بیشتر از شبکه های داخلی است. امات در کشور ما تبلیغات حیطه و شکلی دیگر دارد و قابل مقایسه با کشور های قبلی نیست. در این نوشته ابتدا به تعریف تبلیغات، شرایط تبلیغ و سپس به بررسی روانشناسی تبلیغات، حیطه و انواع تبلیغات در جهان می پردازیم و در انتها توجه شما را به نظر چندین تولید کننده در مورد تبلیغات کالاهای خود و در مقابل، نظر افراد را در مورد کالاهای تبلیغاتی جلب می نمائیم.
تبلیغات چیست؟
ساده ترین تعریفی که می توان برای آن داشت این است که بگوییم رساندن پیام یا خبر است. تبلیغات یعنی انتشار و ترویج منظم و برنامه ریزی شده در یک کالا یا یک نظر ویا عمل و فرایند اشتغال دانش یا مهارت. تبلیغ در غرب چنین تعریف شده. ایجاد تغییرات مطلوب در افکار عمومی به منظور رسیدن به اهداف مشخص و در کنار تعریف تبلیغ باید گفت که مکان آن اغلب در نشریات شبکه های تلویزیونی و رادیویی و ماهواره ای و پوستر های سطج شهر است. همنچنین باید گفت که در حیطة سیاست. سینما و تجارت کاربر فراوانی دارد که آن را می توان در چهار مورد زیر خلاصه کرد:
1- منبع پیام: یعنی چه کسی بیان کننده تبلیغ است.
2- خود پیام: یعنی چه چیزی را تبلیغ می کنیم.
3- زمینه ارائه پیغام: چگونه و در چه وضعیتی تبلیغ می شود.
4- پیغام برای چه گروهی: مخاطبین پیغام تبلیغی چه کسانی هستند.
· منبع پیام آن کسی است که به بیان و توصیف کالا می پردازد. لحن بیان. وضع ظاهر، لباس، تخصصی که گوینده دارد و محبوبیت آن شخص در اجتماع همه باعث می شود تا افراد به خرید کالا ترغیب شوند.
· خود پیام که می تواند کالا و عقیده باشد، به تنهایی بسیار مهم است. پیام باید موضوعی باشد که عواطف، هیجانات و احساسات مخاطبین را برانگیزد. مثلاً احساس ترس در پذیرفتن واکسن ها مؤثر می باشد یا احساس میهن دوستی و مبارزات سیاسی یک فرد می تواند بیشترین توجه را جلب کند.
· محتوای پیام: پیام باید با عقاید و باور های قومی و ملی و جامعه بسیار نزدیک باشد و بطور مداوم ارائة شود تا دوام بیشتری در ذهن مخاطب داشته باشد. همچنین زمینه. تصویر و محیطی که در آن تبلیغ می شود بسیار مهم است. رنگها و موسیقی حروف و کلمات در کنار یکدیگر تعداد بیشتری از افراد را بسوی خود جلب می کند و محرک و تحریک چشم و گوش و ذهن افراد بایستی از حروف درشت و رنگی عکسهای زمینه بسیار زیبا، نورهای رنگی، تصاویر کامپیوتری، صدای افراد محبوب، آهنگهای شاد و روح بخش، اشعار و احادیث بزرگان استفاده می کنند.
مخاطبین هدف تبلیغات هستند.
آگهی ها برحسب جنس وسن و گروههاز اجتماعی مخاطب پیدا می کتتد و اشکال متفاوتی به خود می گیرد. باید متذکر شد که سطح هوشی و آگاهی افراد جامعه و تجارب قبلی آنان در پذیرش و یا رد پیام و کالا بسیار مؤثر است.
می توان تقسیم بندی مخاطبان را چنین بیان کرد:
افراد نوباور، زود پذیرندگان ، پذیرندگان اولیه، پذیرندگان ثانویه، دیر باوران.
نوباوران کسانی هستند که پیش از دیگران آمادگی پذیرش و پیروی از پیامهای نو و پدیده های جدید را دارند.
بدبینی از افراد جامعه دور شود.
رشد شهرنشینی و تقسیم کار اجتماعی، باعث ایجاد تحولاتی در جامعه گردیده و این تحولات سرانجام به انقلاب صنعتی ختم شد پس از انقلاب و بروز پدیده تولید انبوه، معرفی کالاها و ایجاد نیاز برای مصرف آنها به صورت یک ضرورت درآمد و از همین جا بود که کارکرد عمده تبلیغ به عنوان وسیله ای برای ایجاد احساس نیاز آغاز شد. تاریخ اولین فعالیت تبلیغاتی به اوایل قرن 19 برمی گردد که موسسه ای در بوستون به عنوان واسطه ای بین خریدار و فروشنده تاسیس شد. در این مورد که تبلیغات امری ضروری است هیچ تردید وجود ندارد. اما بحث در مورد نحوه اجرا و ارائه پیامهای تبلیغاتی می باشد. به طور کلی دو نوع پیام تبلیغاتی وجود دارد.
تبلیغات مرکزی: پیام بر جنبه های کلیدی کالای مورد تبلیغ تمرکز دارد و گیرنده به صورت فعال درگیر محاسبات دقیق و تعمق در مورد صحت اطلاعات ارائه شده میگردد.
تبلیغات پیرامونی: نکات مورد تأکید در این نوع پیامها جذابیت فرستنده پیام فضایی که در آن تبلیغ می شود، لحن گفتار فرد و … هستند. در چنین شرایطی گیرنده پیام، وادار به تفکر در مورد نکات اساسی کالای موردنظر نمی شود.
مطابق یک نمونه گیری از پیامهای تبلیغاتی طی شهریور ماه 1378، بیش از 80% پیامهای تبلیغاتی تلویزیون پیرامونی بوده اند. نکتة مهمتر در این نوع بررسیها وجود ادعاهایی از سوی سازندگان برخی کالاها است که قبول آنها دشوار می نماید. از آن جمله کنترل وزن با استفاده از یک وسیله خاص یا تنها برخورد یک قطره از نوعی مایع ظرفشویی باعث برطرف شدن حجم عظیمی از چربی ظروف است.
| دسته بندی | تاریخ و ادبیات |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 1261 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 40 |
مقاله بررسی آتشکده های ایران در 40 صفحه ورد قابل ویرایش
آتش و نور
- عرفان وعناصر طبیعی
اوج کمال انسانی سعی در نجات مشخصی نیست، زاهد و عابد و صوفی که نیل به کمال را در تزکیة نفس میجویند و از ما سوی قطع تعلق میکنند فقط گلیم خویش را از موج بدر میبرد اما به کمال راه پیدا نمیکنند. کمال انسان حتی در آن همه انسان مثل فقیه و حکیم و واعض در نجات انسانهای دیگر اهتمام کند، غریق را از آب بیرون آورد و در ارشاد و دستگییر راه گم کردگان سعی بجا آورد، نیست. در آن است که از «خودی» خود قدم به بیرون گذارد، در ورای عالم محدود انسان ها با تمام انسانها، با کل کاینات و با جمیع عالم اتصال و اتحاد بیاید با آتش ونور، خاک و گیاه، با حیوان وانسان، با خورشید، ستاره و آسمان وحدت هویت پیدا کند، با ابر وباد و کوه و رود و رعد وباران احساس پیوند نماید، در وجود خود انسان را با عالم وعالم را با انسان قابل تبدل بیابد و بدین گونه به آن مرتبه از کمال که اکمل از آن قابل تصور نیست میرسد.
- پیدایش آتش
یافتن آتش بزرگترین پدیده زندگی آدمی است و پیشرفت تمدن انسان مدیون آتش است. از این رو آتش نزد همه اقوام و ملل از دورانهای دور تاریخی مقدس بوده است. بویژه نزد اقوام هند و اروپایی که در منطقه ای با زمستانهای سرد زندگی میکردند، نخستین آشنائیهای ملتهای مختلف با آتش به صورتهای گوناگون بوده و به همین جهت اسطوره های بسیار در پیدایش آتش بوجود آمده است. برخی آن را به شکل آذرخش در آسمان دیده اند و آتش را عطیه ای آسمانی پنداشته اند، برخی دیگر آن رابه شکل توده سوزان سنگهای آسمانی دیده اند که از آسمان فرو افتاده و جنگلی را به آتش کشیده است. برخی دیگر آن را در آتشفشانها و گازهای شعله ور نفتی و به صورت آتشی که از زمین می جوشد دیده اند. قوم ایرانی نیز گویا نخستین بار آن را درتلاش زندگی یافته است. باری، داستانی که فردوسی آورده چنین است که هوشنگ شاه پیشدادی روزی به هنگام شکار که با گروهی همراه بوده، مار سیاه بزرگی بر سر راه می بیند، سنگی با شدت به سویش پرتاب می کند. بر اثر اصابت سنگ برسنگ، جرقه می جهد و خارو خاشاک اطراف آن به آتش کشیده میشود. مار میگریزد و شاه و همراهان به گردآتش به جشن و سرور تا شب هنگام پرداخته و نمی گذارند آتش هیچگاه خاموش شود، از آن گاه آن جشن را سده نام نهاده و هر ساله به پاس حرمت آتش ویادگار آن ، برپایش می کنند و آن را پدیده و هدیه اورمزدی دانسته وقبله گاه خود قرار می دهند:
نشد مارکشته ولکین ز راز
ازین طبع سنگ آتش آمد فراز
جهاندار پیش جهان آفرین
نیایش همی کرد خواند آفرین
که او را فروغی چنین هدیه داد
همین آتش آنگاه قبله نهاد
بگفتا فروغی است این ایزدی
پرستید باید اگر بخردی
شب آمد برافروخت آتش چو کوه
همان شاه درگرد او با گروه
- عناصر چهارگانه طبیعت ( رمزپردازی آتش)
برحسب عادت، چهار عنصر در طبیعت تشخیص میدهیم. ارسطو و نیز همه حکما از زمین (خاک) و هوا(باد) و آب و آتش سخن گفته اند. اما عنصر « آتش» در این کتاب مورد توجه ماست… بدین گونه آتش، جا و مقام بس ممتاز و شاخصی دارد، چون نمی توان آن را با سه عنصر دیگر که به زمین نزدیکترند ، قیاس کرد. و این چنین ناخودآگاه به کیفیت مینوی و آسمانی آتش می رسیم. درباطنیت یهود، برعکس، عنصر خاک (زمین) حذف شده، ولی آتش باقی و محفوظ مانده است؛ و (لویی) کلود دوسن مارتن ظاهراً این سنت عناصر سه گانه را پذیرفته است. در آموزهها و اصول عقاید مغرب زمین (حکمت هر مسی و قبالا)، آتش، در راس سلسله مراتب عناصر جای دارد؛ و در عرف قوم سلت و هندوان، میان آب و باد (هوا).
همه این باورها معلوم می دارند که آتش همواره عنصری اساسی محسوب شده است و در واقع نوعی وضع و حالت است و نه واقعیتی انضمامی و مخالط. آتش صمیمی و جهانشمول یا کلی، در قلب و بر زمین و در کیهان و کائنات، زنده است. هم در بهشت میدرخشد و هم در دوزخ میسوزد. هندوان از این «دوگانگی» آتش ، دل آگاهی داشتند که همواره آگنی، ایزد آتش را به صورت خدایی دو چهره میپرداختند. قلمرو سلطه و استیلای آتش، گسترده و پهناور است؛ آتش پنهان، به عنوان پایه زندگی، در درون ماده، مخفی ونامرئی است و به زعم کیمیاگران، «گرما، کیفیتی است که چیزهای ناهمگن را از هم سوا می کند و چیزهای همگن را می پزد»
آتش زایاست. اگر بدرستی حفظ و نگاهداری و مهار شود، محرک تولید مثل است و بخشنده نیروهای جدید، جوانی را باز می گرداند و می زاید و مولد است؛ ققنس از شعله های که می سوزاندش، دوباره جان می گیرد. این آتشی که نگاهدار آدمی از بیم خطر و شر است، پاک کننده وزداینده نیز هست و همه چیزهای بد وشوم را نابود می کند. نقش ویرانگر آتش، طبعاً با نقش مثبت و سازنده اش، در تضاد است. مادام که آتش بپاید، عروج مشقت بار ماده تا حالت پاکی و خلوص تام و تمام، ادامه خواهد یافت و در این راه، ماده از شکل فشرده و جامد(زمین) به شکل مایع ( آب ) و سپس از حالت گازی (هوا) به حالت درخشندگی (آتش) خواهد رسید. مادام که آتش بپاید، انسان می تواند بر اشیایی که درمیانش گرفته اند، به تردستی و چابکی ، اعمال قدرت کند و اثربگذارد و از دولت ابزار ستایش انگیز آتش، آنها را به تبعیت از اراده خود وادارد و به سود خویش مورد استفاده قرار دهد و به کارگیرد. مادام که آتش بپاید، انسان با خدا ارتباط مستقیم خواهد داشت و مخلوق، خالقش را بهتر خواهد شناخت. بدینگونه آتش، مبنای حرکت تلقی شده در وزن و ضرباهنگ ادغام می شود. در اختر شناسی ، آتش ، مثلث آتشی است.
…. باید خاطر نشان ساخت که همه اعمالی که درباره آتش، پایدار مانده و تا دوران مادام آورده اند، از معتقدات آباء و اجدادی نشأت میگیرند، یعنی احساسات آن اقوام کهن، هم اینک به طرز عمیقی، روزگانی و امروزین اند و این چنین اراده زمانه مان بر این قرار گرفته است که نیاکانمان که چهره ای حیوان نما داشته اند، از هوشمندی، بهره مند نبوده اند.
مهر سلیمان
عناصر مربوط به همان مهر [سلیمان]:
آتش شعله برمیکشد (تجلی نور)
زمین جسم است
هوا به بالا صعود میکند اما به سبکی آتش نیست
آب به پایین میچکد اما به اندازه زمین جسیم نیست با یکدیگر مهر سلیمان را تشکیل می دهند»
ستاره شش پر پویای که به مهر سلیمان معروف است جنبههای مکمل مختلفی را نمادین میسازد. مثلث سربالا نماد آتش و در عین حال انسانی است که در جهت کائنات فعال و در جهت کائنات فعال و در جهت زمین منفعل است.
پایگاه نور و آتش در آیین زردشت: در این کیش، زرتشت، نور و آتش را که پاک ترین پدیده روی زمین است و به هیچ وجه آلوده نمیشود، سمبل اهورامزدا انتخاب کرد و برای آن پایگاهی بلند و پرشکوه برگزید. به همین دستاویز گروهی از نادانی و یا بدسرشتی و فریبکاری کیش زرتشت را دین آتش پرستی مینامند تا با این انگیزه به اندیشه خود بر یکتاپرستی این کیش سرپوش گذارند. در اینگاه باید به این نکته اشاره کرد که همین نادانانی که آیین زرتشت را به آتش پرستی میخوانند آسوده کنند خودشان به شایستگی نور و آتش باورداشته و به همین فرنود، آنها در «خانه خدای خود» شمع روشن میکنند و همچنین در کتاب دینی آنها هم، این برگزیدگی شایسته نیز بازگو شده است.
آتش نزد اقوام مختلف:
آتش یا آذر، از روزگاران بسیار کهن، تا بامروز توجه همه اقوام روی زمین را به خود جلب کرده و هرقومی به شکلی آنرا گرامی میدارد. در اینجا کاری به جنبههای فیزیکی ومادی و صنعتی آتش نداریم، زیرا دامنه مصرف و کارآیی آن زیاد است. فقط یک جنبه را در گذشته یک قسم تلگراف بیسیم و وسیله مخابره بوده نام میبریم. بنا به فرمان خشایارشاه، شاهنشاه هخامنشی (485-465 پیش از مسیح) از شوشتر و همدان دو پایتخت بزرگ، تا به سرحد سرزمین پهناور ایران، بر جهان بلند به فاصلههای معین ساخته و درشبها بوسیله مشعل و نورآن وعلائم مخصوص و معینی که داشتند از برجی به برج دیگر، وقایع مهم دورترین نقاط کشور را به مراکز میرسانیدند و تا چندی پیش از این تپههای مخابره در گوشه و کنار خاک پهناور ایران دیده میشد. مخابره خبر فتح آتن به وسیله سپهبد ایران به نام ماردینا در سال 479 پیش از میلاد به سارد و اطلاع آن به پادشاهی وقت ایران در شب همان روز یکی از آنهاست.
در شاهنامه و یادگار زریران نیز آمده است که به واسطه آتش افروزی، در بالای کوههای بلند لکشریان بگرد آمدن و آماده حرکت شدن آگاه میساختند. در ادیان آریایی مانند زرتشتی، برهمنی و بودایی و همچنین در مذاهب سامی مانند موسوی، عیسوی و اسلام، حتی در نزد بت پرستهای آفریقا، آتش اهمیت ویژهای دارد. ایرانیان باستان، آتش را موهبت ایزدی میدانستند (یکی از چهار آخشیجی که نمیبایست به پلیدی آلوده شود) و شعلهاش را یادآور فروغ رحمانی میخواندند، آتشدان فروزان را در پرستشگاهها به منزله مهراب قرار میدادند. پیشوایان دینی ایرانیان و هندوان در اوستا و ریگودا، «آتروان» میباشند که به معنی «آذربایجان و یا پرستار آتش» و آن کسی است که برای پاسبانی آتش گمارده میشود. در رم باستان نیز دوشیزگانی پاکدامن ودانا از خانواده شریف به نگهبانی آتش مقدس در معبد «وستا» موظف بودهاند که به آنها «وستاویس» میگفتهاند. این نگهبان میبایست سی سال تمام در کمال پاک دامنی بسر برد و نگذارد آتش مقدس که پشتیبان دولت رم تصور میشده خاموش گردد. زرتشتیان نیز برای نگهداری و پاسبانی آتش، اشخاصی را به نام آتشبند تعلیم دادهاند و به کار میگمارند که امروزه نام خانوادگی برخی از ایشان به سبب پیشه پدری آتشبند است.
آتش را آذر، آدر، آتر نیز مینامند.
طبیعت و معماری:
ژیگموند فروید روانشناس برجسته، فرهنگ را چنین تعریف میکند: «فرهنگ مجموعه تمام توانائیها و وسایلی است که در خدمت دو هدف میباشد: محافظت از بشر در مقابل طبیعت و تنظیم روابط انسانی بین افراد» «فروید» در توضیح اعمالی که در ارتباط با قسمت اول هستند، در کنار استفاده از ابزارها و مهار آتش، از ساختن مسکن نیز نام میبرد.
طبیعت ومعماری در کنار هم قرار ندارند، بلکه در هم ادغام شده و یکدیگر را تکمیل میکنند.
اوستا (یسنا) دفتر دوم:
من آزادی رفت و آمد و آزادی خانه و کاشانه را برای هر آنکس که با چارپایانش بر روی این زمین بسر میبرد، گرامی میداریم. به هنگام نیایش در برابر «زور» باز میگویم: از این پس به زیان روستای مزدا پرستان دست نیازم و آهنگ تن و جان کسی نکنم.)
اوستا (یشتها) دفتر سوم:
ای زرتشت! «اردیسور اناهیتا» از سوی آفریدگار [جهان] ، «مزدا» برخاست. بازوان زیبا و سپیدش ـ که زیورهای پرشکوه و چشم نواز آنرا آراسته به ستبوی شانه اسبی است. [آناهیتا] پیکری نازنین و روانی بسیار نیرومند دارد و در نهاد خویش اندیشناک است…
… کدامین کسی مرا نیایش خواهد کرد و کدامین کس «زور» آمیخته به شیرود به آیین پالوده به پیشکش من خواهد آورد؟ من برای چنین وفادار نیکدلی، آرزوی خوشی میکنم و خواستار آنم که همواره خرم و شاد ماند.
ـ اوستا (مهریشت) کرده یکم (یشتها)
«مهر» دارنده دشتهای فراخ بدان کس که به وی دروغ نگوید (پیمان نشکند) اسبان تیزنک بخشد. «آذر» «مزدااهورا» بدان کسی که به مهر دروغ نگوید (پیمان نشکند) راه راست نماید .
ـ نتیجه (conclusion) : (اوستا)
اکنون در اوستا جستجو در میان همه نمونه هایی که آتر (آتش) در آنها ذکر شده به پایان بردیم و سعی خواهیم کرد که آنچه را جمع آوری نمودهایم خلاصه نماییم. در ابتدا، آتریک واسطه یا قوه ذهنی و یا صورت و ظاهر اهورامزدا است و بیش از آن که یک واسطهای است بیشباهت به امشاسپند (Amesh spentas) که عقاید و خصوصیات پسندیده هستند. آشکارترین عملکرد آتش پاداشی عادلانه به نیرنگ و پلیدی و یا حقیقت و راستی در زمان دادرسی روح ارزانی داشتن میباشد. در این کار آتش فریب پذیر نمیباشد (توسط شیطان) به سخن دیگر شیطان نمیتواند از پسامدهای عمل آنها بگریزد. قدرت آتش از اشا (Asha) ناشی میشود و از سوی دیگر با
(voba Mona) جهت تکمیل دستور اشا کار میکند و سرانجام پیروزی نهایی در مقابل شیطان. آتش به وفاداران ومومنین کمک پایدار و روشنی میکند و این راهنمایی و کمک واضح بسیار آسان توسط مومن قابل درک است در این مفهوم آتش نورانی میکند و یا مسیر و راه اشا را فاش میکند. آتش تنها به مومن راهنمایی و کمک ارائه نمیدهد. همچنین آنها را در برابر ضربهها و صدمات فیزیکی (جسمانی) که توسط (مظاهر فریب آمیز) حاصل میشوند محافظت میکند. در یسنا 46/7 بصورت مشخص این گفته مطرح شده است.